مدينه كردند و البتّه در نتيجه آن نبرد ، هر چند مسلمانان زخمهايى و آسيبهايى برداشتند ، امّا مشركان خود عقب نشستند و به جنگ پشت كردند در حالى كه هيچ دستاوردى به چنگ نياورده بودند .
سپس هنگامى كه قريش خود را از رويارويى با محمّد ( ص ) ناتوان ديد گروههاى مختلف را به منظور رويارويى با او گرد هم آورد و دستههاى گوناگون اعراب را در اين راه بسيج كرد و آنگاه همهء اين سپاه گران به منظور از ميان بردن اسلام و پايگاه آن مدينه منوره آهنگ اين شهر كردند و البتّه در آنجا در اثر بادهاى سوزان و ترس فراوان خود شكست خوردند و ناكام و سرشكسته از اطراف مدينه برگشتند .
اين نخستين جبههء تلاش و مبارزهء رسول خدا ( ص ) بود ، امّا او در جبههاى ديگر به تربيت مؤمنان ، تعليم احكام دين به آنان ، بيان شريعت اسلامى و تشكيل و سازمان دادن به جامعهاى مىپرداخت كه بر اساس عدالت ، فضيلت و مكارم اخلاقى استوار شده است . اين جبهه اصلىترين جبهه در رسالت محمّدى و هدف نهايى و غايت رسالت بود و حتّى جنگهايى نيز كه در مىگرفت تنها ابزارى براى حمايت از دعوت اسلامى و رساندن آن به دلهاى افراد و اجتماعات انسانى بود .
حتّى در هنگامهء نبردهاى ميان اسلام و شرك و در چكاچك شمشيرها اصول و مبادى اسلامى به دلها راه مىيافت و در قلبها مىنشست و رزمندگان سپاه كفر تحت تأثير رزم آوران سپاه ايمان قرار مىگرفتند ، بويژه هنگامى كه شاهد امور خارق العادهاى مىشدند كه براى آنان تازگى داشت .
در جريان غزوهء احزاب كه سپاههايى از قبايل گوناگون عرب گرد هم آمده بودند همه مشاهده كردند كه چگونه آنچه باعث شكست آنان شد شمشير و قدرت نظامى آنها نبود ، بلكه آنان در مقابل وزش بادهايى كه خيمههاى آنان را از جا مىكند و ترس و نگرانى را در دلهاى آنان جاى مىداد و در حالى كه در مقابل آنان مردى بود كه ادّعاى رسالت خداوند داشت شكست خوردند . اينك آيا مشاهدهء چنين
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 625
مساهمون: حسين صابري
ص٦٢٥