زبونى ، زيرا كه در اسلام همه فضيلتها فضيلتهايى ثبوتى است و نه سلبى ، فضيلتهايى سازنده و نقش آفرين و نه ضعف آور و زبونى آفرين . بنابراين در منطق اسلام جنگ و غلبه عليه باطل يك ضرورت است و به همين سبب [ پس از هجرت ] از يك سو جنگ و دفاع و از سويى ديگر دعوت به دين و بيان حقايق اسلامى و قوانينى كه مىتواند به وجود آورنده يك مدينهء فاضله باشد و انسانيّت كامل را تحقّق بخشد و الگويى و الا در خدمت انسانيّت باشد جريان داشت .
بدين سان رسول خدا ( ص ) در اين مرحلهء سخت و سراسر جهاد و مبارزه در دو جبهه كه مكمّل يكديگر بودند جهاد مىكرد : او در يك جبهه با دشمنان حق مىجنگيد تا پرچم كافران را به زير افكنده و پرچم خدا را سرافراز كند او در همين جبهه گروههاى تبليغى خود را براى دعوت مردم به حق به مناطق مختلف گسيل مىداشت و البتّه در كنار آن شمشير حق را در دست داشت تا اگر شرى سد راه آن شود آن را نابود سازد . وى در همين زمان براى سپاههاى هدايتگر و غير متجاوز اسلامى برنامه ريزى و سياستگذارى مىكرد .
در همهء غزواتى كه در اين دوره ميان مشركان از يك سوى و پيامبر ( ص ) از سوى ديگر درگرفت رسول خدا ( ص ) نقش دفاعى و نه حالت تهاجمى داشت و در همهء آنها مدينه يعنى پايگاه اسلام هدف نهايى مشركان بود و به همين دليل همهء نبردها در نزديكى اين شهر و يا در اطراف آن در مىگرفت .
محض نمونه غزوهء بدر در نزديكى مدينه رخ داد و قريش با همه ساز و برگ و طمطراق خود به سوى مدينه حركت كرد . البتّه در اين غزوه رسول خدا ( ص ) قصد آن كرده بود تا اموال قريش را آن سان كه آنان اموال مسلمانان مكّه را مصادره كرده بودند مصادره كند ، امّا اين مشركان بودند كه سپاه خود را به منظور جنگ روانهء مدينه كردند ، هر چند پس از آن ناكام و نااميد برگشتند .
پس از آن غزوهء احد صورت پذيرفت و در آن نيز اين مشركان بودند كه براى انتقام گرفتن و به منظور آن كه بنياد اسلام را در پايگاه و در مهد خود براندازند قصد
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 624
مساهمون: حسين صابري
ص٦٢٤