وجود آمدن اعتماد و اطمينان متقابل ميان افراد جامعه مىشود و اين در حالى است كه اعتماد اساس تشكيل جامعه به شمار مىرود و تا زمانى كه اعتماد نباشد محبّت نخواهد بود و تا زمانى كه محبّت نباشد آن ريسمانى كه افراد را به يكديگر پيوند مىدهد و جامعه را به هم متّصل مىسازد به وجود نخواهد آمد . به عبارت ديگر رشتهء دوستى و محبّت تنها زمانى از هم گسسته مىشود كه هر يك از افراد نسبت به ديگرى سوء ظن داشته باشند . بنابراين ، اگر هر يك از افراد جامعه نسبت به يكديگر بدگمان باشند هيچ پيوند و جوششى ميان افراد امّت ممكن نيست .
نفاق همان چيزى است كه روابط و پيوندهاى ميان افراد را از ميان مىبرد و از هم مىگسلد و به همين سبب است كه خداوند منافقان را به اين وصف خوانده كه آنان آن پيوندى را كه خداوند به استوار داشتن آن فرمان داده مىگسلند و آن نيز همان دوستى ، مهربانى و برادرى است .
نفاق همچنين دلهاى منافقان را فاسد و تباه مىسازد و بدين ترتيب آنان امر به منكر و نهى از معروف مىكنند و مردم را به فساد وا مىدارند و بيمارى واگير آنان به ديگران نيز سرايت مىكند و ميان مؤمنان قدرتمند تفرقه مىافكنند . اين در حالى است كه ميان هيچ قومى و مردمى نفاق حاكم نمىگردد مگر آن كه پاره پاره و از هم گسيخته مىشوند .
قرآن كريم نمونههاى نفاق را در اين سوره آنچنان بيان كرده كه در هيچ سورهء ديگرى بدان نحو بيان نفرموده است و اگر در سورهء منافقين - [ منافقين صغرى در اصطلاح مؤلّف ] - ويژگيهايى از منافقين و انحرافات نهفته در دل و آشكار در كردار آنان بيان شده در سورهء توبه كه نگارنده آن را سورهء بزرگ منافقين مىنامد وضعيّت منافقان در هنگامهء سختيها و در زمان جنگ و در هنگام بحرانها بتفصيل مورد تصريح قرار گرفته و اين حقيقت بيان شده است كه گاه نفاق از حوزهء روابط انسانى فراتر مىرود و وارد مسائل دينى و عبادى نيز مىشود ، آن سان كه منافقين را در جريان تبوك و پس از آن مىبينيم كه مسجدى را بنا مىكنند تا محلّى براى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 618
مساهمون: حسين صابري
ص٦١٨