دادهاند خشنود مىشدند و مىگفتند خدا ما را بسنده است و خداوند از فضل خود و نيز رسول او به ما خواهند بخشيد و ما به خداوند شوق و رغبت داريم » « 42 » .
خداوند در ادامهء همين آيات به بيان مصارف زكات براى همهء مسلمانان پرداخته است تا ديگر هيچ منافقى نتواند بحث انگيزى كند و همهء مؤمنان به آنچه رسول خدا ( ص ) مىكند مطمئن باشند . در اين تقسيم كه خداوند بيان فرموده مسؤوليت مشترك و متقابل اجتماعى مورد توجه كامل قرار گرفته است .
منافقين همچنين ، آن سان كه هر منادى خير و نيكى را آزار مىدهند چرا كه آنان و نيكى دو نقيض همديگرند ، رسول خدا ( ص ) را آزار مىدادند و اگر خداوند ماهيّت آنان را بر ملا مىساخت به جاى آن كه بگويند و دريابند كه خداوند اسرار نهفتهء آنان را افشا كرده است مىگفتند پيامبر ( ص ) خود به تعقيب و شنيدن اخبار آنان مىپردازد و كسانى دارد كه عليه آنان نزد او سخن چينى مىكنند و او هم تحت تأثير قرار مىگيرد . قرآن كريم در اين باره مىفرمايد : « و از آنان كسانى هستند كه پيامبر را مىآزارند و مىگويند او يك گوش شنواست . بگو او گوش شنواى خير براى شماست و به خداوند ايمان دارد و به مؤمنان اعتماد مىورزد و او مايهء رحمت براى ايمان آوردگان از شماست و كسانى كه رسول خدا را آزار مىدهند براى آنان عذابى دردناك است » « 43 » .
در ادامهء آيات اين سوره بدين حقيقت اشاره شده است كه منافق به دليل ضعف نفس خود پيوسته به خداوند سوگند ياد مىكند و اين مقتضاى نفاق اوست ، زيرا نفاق نه صرفا از منفعت طلبى ، بلكه از ضعف نفس سرچشمه مىگيرد و منافق براى پوشاندن موضع و نيز وضعيّت خود سوگند مىخورد . علاوه بر اين او همه حرمتها را سبك مىشمارد و تنها در پى كسب خشنودى و اعتماد افرادى است كه عليه آنان نفاق مىورزد و از اين بيم دارد كه سرّ او فاش شود و نفاق او برملا گردد .
هامش
( 42 ) - همان / 58 - 59 .
( 43 ) - همان / 61 .