آنان با همه كفر خود و با عدم اذعان و اعتراف به حق كه از ضعف ايمان آنان ناشى مىشود ، باز هم از اين بيم دارند كه آيهاى از قرآن در مورد آنان نازل شود و وضعيّت آنان را افشا كند ، آن سان كه قرآن مىفرمايد : « منافقان از اين ترس دارند كه آيهاى بر آنان نازل شود و آنان را بدانچه در دل نهان دارند خبر دهد . بگوى به ريشخند ادامه دهيد كه خداوند آنچه را شما از آن بيم داريد اظهار خواهد كرد » « 44 » . امّا با همه بيمى كه اين منافقان از فاش شدن اسرار آنان و روشن شدن اين مسأله كه با خدا و رسول او سر جنگ دارند در دل گرفتهاند و با همه اين كه آيات الهى را به ريشخند مىگيرند و آن را در محافل و مجامع خود وسيلهء خنده و تمسخر قرار مىدهند ، اگر از آنان بپرسى مىگويند ما شوخى و بازى مىكرديم . بگوى آيا خدا و آيات او و رسول او را مورد تمسخر و ريشخند قرار مىداديد ؟ » « 45 » .
چنان كه از اين سوره استفاده مىشود منافقان اشرار و بدانى هستند كه شرّ و بدى را در دل نهفته دارند و كتمان و پنهان كارى كه شيوهء آنهاست بسترى نرم براى زادن رذيلتها مىشود و در شرايطى كه نور مىتواند اين نهفتهها را برملا كند تلاش آنان براى پوشاندن وضعيت خود بيش از پيش آنان را به دامن رذيلتهاى ديگر يكى پس از ديگرى مىكشد تا زمانى كه شرّ و شرّ آفرينى شيرهء جان و شيوهء جاويدان آنان مىشود و خداوند بر دلهاى آنها مهر مىزند و از آن پس ديگر هيچ خيرى به دلهاى آنان راه نمىگشايد و هيچ چيز جز شر و بدى از زبان آنها جارى نمىشود ، آن سان كه خداوند مىفرمايد : « مردان و زنان منافق از همديگرند ، به منكر امر و از معروف نهى مىكنند و دست [ از انفاق ] فرو مىبندند . آنان خدا را از ياد بردهاند و خدا نيز آنان را از ياد برده است . همان كه منافقان - همانان - فاسقند » « 46 » .
خداوند در ادامهء اين سوره به بيان مجازات منافقان و كافران و نيز اين نكته
هامش
( 44 ) - همان / 64 .
( 45 ) - همان / 65 .
( 46 ) - همان / 67 .