انكار مىكنند و سوگند نيز مىخورند كه چنين سخنى نگفتهاند - گاه از طريق افشاگرى عليه منافقان تحقّق مىيابد ، گاه راه آن پرهيز كردن از آنان و حفظ هشيارى و مراقبت در برابر آنان است ، گاه شيوهء آن پرهيز از همراهى با منافقان در تمسخر آنان عليه اسلام است و بالاخره گاه اين جهاد در اين امر متجلّى است كه بدانان اجازه ندهيم بر جوامع اسلامى سلطه و قدرت يابند .
خداوند همچنين در اين سوره نشانههاى نفاق يا برخى از اين نشانهها را يادآور گرديده كه نخستين آنها دروغگويى ، دوّمين آنها پيمان شكنى و سوّمين آنها دريغ داشتن خير و نيكى است ، قرآن كريم مىفرمايد : « و از همين گروه كسانى هستند كه با خداوند عهد مىكنند كه اگر خداوند از فضل خويش به ما بخشيد ما نيز زكات خواهيم داد و از نيكوكاران خواهيم شد . امّا چون خداوند آنان را از فضل خويش روزى داد بدان بخل ورزيدند و روى برتافته ، پشت كردند . پس خداوند به سبب همين خلف وعده با او و به سبب دروغهايى كه مىگفتند نفاقى را تا روزى كه با او روياروى شوند در دلهاى آنان جاى داد » « 48 » .
اين آيه مىگويد آنان در نفاقى هميشگىاند ؛ زمانى كه عهد بستند نفاق داشتند و زمانى نيز كه خلاف پيمان خود عمل كردند بر اين نفاق افزودند ، زيرا با اين خلف وعده دروغى آن هم در مقابل خداوند گفتند در حالى كه خداوند بدانچه آنان در ميان خود با همديگر مىگويند و به همهء اسرار آنان آگاه است .
از آنجا كه هر انسانى وقتى به باتلاق بديها پاى نهد لحظه بلحظه بيشتر بدان فرو مىرود و هر چه بيشتر به حركت خود ادامه دهد بر فساد و تباهى كار مىافزايد ، منافقان نه تنها به اين بسنده نكردند كه خير و نيكى خود را از ديگران دريغ دارند ، بلكه حتّى نيكى و كارهاى ديگر مؤمنان را كه زكاتهاى واجب را ادا مىكردند و حتّى برخى بيش از آنچه بر آنان واجب بود مىپرداختند به تمسخر و ريشخند گرفتند و آن را بىبها خواندند و بدين سان نيكوكاران شكار منافقان شدند تا آن منافقان كردار
هامش
( 48 ) - همان / 75 - 76 .