مراسم عبادى حجّ را براى مردم به جاى آورد آيات سورهء برائت بر آن حضرت نازل شد [ و او على ( ع ) را براى ابلاغ آن فرستاد ] گفته شد : « چه خوب بود ابو بكر را مأمور ابلاغ آن آيات مىكردى » امّا آن حضرت فرمود : « هيچ كس جز مردى از اهل بيت من [ پيام الهى را ] از جانب من ابلاغ نمىكند » .
سپس رسول خدا ( ص ) على ( ع ) را به حضور خواست و به او فرمود : « اين آيات - آيات صدر سورهء توبه - را ببر و در روز عيد قربان زمانى كه مردم در منى جمع شدهاند به آنان اعلام كن كه هيچ كافرى به بهشت نمىرود ، از امسال به بعد هيچ مشركى در حج حاضر نشود ، هيچ كس برهنه به طواف خانه نپردازد و هر كس با رسول خدا ( ص ) پيمانى داشته آن پيمان تا پايان مهلت خود داراى اعتبار است » .
على ( ع ) سوار بر ناقهء سفيد رنگ رسول خدا ( ص ) روانه شد و خود را به ابو بكر رساند . ابو بكر با ديدن آن حضرت پرسيد : « مأمورى يا امير ؟ » فرمود : « مأمور » .
سپس آن دو به راه خود ادامه دادند و در حالى كه اعراب با همان شيوه و بر اساس سنّت رايج خود در جاهليّت به حج آمده بودند مراسم حج را براى مردم رهبرى كرد تا آن كه روز قربانى فرا رسيد و در آن روز على ( ع ) در ميان مردم برخاست و آنچه را رسول خدا ( ص ) به او فرموده بود براى مردم اعلام كرد و از همان روز اعلام به مردم چهار ماه مهلت داد تا هر كس به سرزمين و به مأمن خويش برگردد . همچنين آن حضرت اعلام كرد كه پس از گذشتن اين مدّت هيچ مشركى را عهدى و پيمانى نيست مگر كسانى كه با رسول خدا ( ص ) پيمان خاصّى داشتهاند كه تا پايان يافتن مدّت آن همچنان به اعتبار خود باقى است .
در پى اين اعلام بود كه سال بعد هيچ مشركى در مراسم حجّ حضور نيافت و هيچ برهنهاى نيز طواف خانه نكرد » « 20 » .
احمد بن حنبل از على ( ع ) روايت كرده است كه فرمود : « روزى كه رسول خدا ( ص ) مرا همراه ابو بكر به حج اعزام كرد چهار پيام را با خود داشتم : هيچ كس
هامش
( 20 ) - همان ، ص 36 - 37 .