اكنون اگر مجموع اين ديهها را [ كه از افراد مقصر گرفته مىشود و به اولياء مقتولين به ترتيب فوق الذكر مىرسد حساب كنيم حاصل آن دو ديهء كامل و يك ششم ديه مىشود « 17 » كه يك ديهء كامل به فرد چهارمى ، نصف ديه به سومى ، ثلث ديه به دوّمى و ربع ديه به مقتول اوّل تعلّق مىگيرد و به ورثهء آنان سپرده مىشود .
البتّه اين ديهها از كسانى گرفته مىشود كه آن گودال را حفر كرده بودند چرا كه آنها مسبّبان اوّليّه و ابتدايى بودند و سببيّت ديگران [ يعنى مقتولين اوّل و دوّم و سوّم ] در قتل فرد پس از خود يك سببيّت نسبى در دايرهء سببيّت اوّليّه همان كسانى بود كه گودال را حفر كرده بودند .
اين مفهوم معناى فرمودهء على ( ع ) است كه در داورى در مورد اين ماجرا فرمود : « از قبايل كسانى كه گودال را كندهاند يك ربع ديه ، يك ثلث ديه ، يك نصف ديه و يك ديهء كامل بگيريد » .
ما در چنين ماجرايى پيچيده و متداخل كه اسباب مختلفى هر كدام به مقدارى متفاوت با يكديگر دخالت و نقش داشته قضاوتى عادلانهتر از اين نمىيابيم . امّا با اين وجود اولياى مقتولين اين حكم را نپسنديده و نپذيرفتند و هر كدام براى مقتول خود خواهان يك ديهء كامل بودند . آنها به حضور رسول اكرم ( ص ) كه در حجّة الوداع به سر مىبرد رفتند و زمانى كه آن حضرت در كنار مقام ابراهيم بود به حضور رسيدند و ماجرا را براى ايشان بازگو كردند . پس از بازگو شدن ماجرا آن حضرت فرمود : « من براى شما داورى مىكنم » . امّا يكى از حاضران گفت : « اى رسول خدا ( ص ) در اين باره على ( ع ) براى ما حكم كرده است » . آنگاه داورى على ( ع ) را براى آن حضرت گفتند و آن حضرت نيز همان حكم را تأييد فرمود .
هامش
( 17 ) - البتّه مجموع ديههاى موجود در اينجا رقمى جز آنچه مؤلّف گفته است در مىآيد زيرا حاصل جمع 2 / 1 3 / 1 4 / 1 1 مساوى 25 / 12 است كه در صورت خلاصه كردن 2 واحد كامل و 1 / 12 خواهد شد . - م .