قضاوت بصيرت كامل ندارم » . آن حضرت در پاسخ دست خود را روى سينهام گذاشت و فرمود : « پروردگارا زبان او را استوار دار و قلب او را هدايت بخش . اى على ، اگر دو طرف دعوايى نزد تو آمدند ميان آنان قضاوت مكن تا زمانى كه همان سان كه از اوّلين طرف شنيدهاى به سخنان طرف ديگر نيز گوش فرا دهى كه اگر چنين كنى حق براى تو روشن خواهد شد » . پس از اين دعاى رسول خدا ( ص ) بود كه هيچ داورى و قضاوتى بر على ( ع ) مشكل نيفتاد .
اين دعاى رسول خدا ( ص ) در مورد على ( ع ) برآورده شد و به تحقّق پيوست ، چه اين كه خداوند آن سان زبان او را استوار داشت كه سخنورترين و شيرين سخنترين مردم پس از رسول خدا ( ص ) شد . او همچنين [ در تمام دوران حيات خود هدايتگرى ] هدايت يافته بود كه نه از حق و اجراى آن كوتاه آمد و نه به باطل گرويد و از آن پشتيبانى كرد . افزون بر اين خداوند در قضاوت نيز او را از هدايت خاص خويش برخوردار ساخت تا آنجا كه - بنا بر روايت - رسول خدا ( ص ) فرمود : « آگاهترين شما به قضاوت على ( ع ) است » و يا تا آنجا كه هرگاه براى عمر مشكلى پيشامد مىكرد و در داورى كردن در مسألهاى در مىماند مىگفت : « آيا مسألهاى هست كه ابو الحسن قادر به حل آن نباشد ؟ »
رواياتى حاكى از قضاوتهاى على ( ع ) رسيده كه همه نشان از بصيرت سرشار و عقل شكوفاى او دارد كه از پرتو هدايت محمّدى ( ص ) نور گرفته است ، زيرا او در كودكى شير اين هدايت را نوشيد و با همان تربيت يافت و از بزرگترين چشمهء هدايت و معرفت سيراب شد .
مسائلى مورد قضاوت على ( ع ) ذكر شده كه در همهء آنها خداوند او را به حقيقت رهنمون شده و همه حاكى از آن است كه او در تمامى مسائل - بويژه آنچه به نسب مربوط مىشود - در پى رسيدن به حقيقت بوده و اجازه نمىداده است هيچ فرزند حلال زادهاى بدون پدر بماند .
از اين جمله است كه يك بار دو مرد مدّعى فرزندى شده بودند و هيچ كدام
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: حسين صابري
ص٥٧٠