بدينترتيب على ( ع ) قضاوت در اين مسأله را بر عهده گرفت . در اين قضاوت دو مبنا مورد عمل قرار داده شد :
الف : اين كه « در اسلام هيچ خونى مردود داشته نمىشود » كه البتّه روايتى با همين عبارت از آن حضرت نقل شده است .
ب : اين كه « آسيب وارد آمده از ناحيهء چهارپايان هدر است » يعنى آن كه جنايتى كه به وسيلهء حيوان به فردى وارد شود سبب غرامت نيست مگر آن كه صاحب آن تسبيب در قتل داشته باشد و به همين دليل نيز كلّ غرامت يا بخشى از آن از او گرفته شود .
در اين ماجرا ما شاهد آن هستيم كه اوّلين فردى كه سقوط كرده در قتل سه نفر پس از خود و دوّمى در قتل دو نفر بعد از خود و سوّمى در قتل يك نفر پس از خود سببيت داشته و هر يك از آنها فرد يا افراد پس از خود را به وضعى كشاندهاند كه شير بر آنها غلبه يافته و آنها را كشته است .
اكنون در اين مورد از يك سو بنا بر قاعدهء اوّليّه در باب ديات براى هر يك از اين افراد يك ديه كامل لازم بود كه پرداخت شود . امّا از آنجا كه هر يك از اين افراد به استثناى فرد چهارم - در قتل ديگرى تسبيب داشتهاند به همان مقدار دخالت در قتل ديگرى از ديهء خود آنها كاسته مىشود . بدينترتيب از آنجا كه نفر اوّل در قتل سه نفر پس از خود سببيت داشته به ازاى هر كدام از آنها يك چهارم و در مجموع سه چهارم از ديهء او كسر مىشود و وى تنها يك چهارم از ديه خود را طلبكار مىباشد .
در مورد نفر دوم نيز از آنجا كه در قتل دو نفر ديگر دخالت بنحو سبب داشته ، به ازاى هر نفر يك سوم و در مجموع دو سوّم از ديهء او كسر مىشود و وى تنها يك سوّم ديه استحقاق مىيابد . نفر سوّم هم از آنجا كه در قتل يك نفر دخالت و نقش داشته تنها نصف ديه مىگيرد و نصف ديگر آن در مقابل آن فرد كسر مىشود و بالاخره در مورد چهارمين نفر از آنجا كه وى در قتل كسى ديگر دخالتى نداشته ، يك ديه كامل را استحقاق مىيابد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 572
مساهمون: حسين صابري
ص٥٧٢