تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
نيز دليلى براى اثبات ادّعاى خود نداشتند . در چنين شرايطى انتظار مىرفت كه هر دو ادّعا ساقط شود و در نتيجه اين فرزند به هيچ يك از آن دو انتساب نيابد . امّا على ( ع ) زمانى كه وضعيّت را چنين داد راهى جز آن نيافت كه از قرعه استفاده كند . او به همين سبب قرعه زد و فرزند مورد نزاع را در اختيار كسى كه قرعه به نام او اصابت كرده بود قرار داد و در مقابل او را به پرداخت ديهء آن فرزند به طرف ديگر نزاع موظّف ساخت . اين ماجرا را احمد بن حنبل از على ( ع ) روايت كرده و اين رأى رأى منحصر به فرد على ( ع ) است . همچنين نمونه‌اى ديگر از قضاوت على ( ع ) در حل مسأله‌اى پيچيده روايت شده كه وى در رسيدگى به آن به صدور حكمى رسيده كه هنوز مورد اعجاب آگاهان امور قضاوت قرار دارد . احمد بن حنبل روايت كرده است كه قومى مورد تهاجم شيرى قرار داشتند . آنان گودالى به عنوان تله حفر كردند تا شير در آن بيفتد . [ زمانى كه شير در آن گودال افتاد ] مردم به اطراف آن گودال شتافتند و در آنجا جمع شدند . در اين ميان كه مردم يكديگر را هل مىدادند مردى از آنان به درون گودال افتاد . او به ديگرى چنگ زد و آن شخص نيز به سومّى و او هم به فرد چهارمى چنگ زد و همه در درون گودال جاى گرفتند و شير همه آنها را مورد حمله قرار داد و مجروح ساخت و همه مردند . پس از اين ماجرا اولياء مقتولين روياروى يكديگر قرار گرفتند و در صدد جنگ عليه هم برآمدند . امّا امام هدايت پس از پيامبر ( ص ) به آنان فرمود : « آيا قصد جنگ و كشتن يكديگر داريد در حالى كه رسول خدا ( ص ) زنده است ؟ اكنون من در ميان شما قضاوت و داورى مىكنم و اگر اين داورى را پذيرفتيد كه همان حكم نهايى خواهد بود و مسأله فيصله خواهد يافت و اگر نپذيرفتيد شما را از تعرّض به يكديگر باز مىدارم تا زمانى كه به حضور رسول خدا ( ص ) برسيد و او خود دربارهء شما حكم و در كارتان قضاوت كند و هر كه پس از آن قصد تجاوز داشته باشد براى او حقّى نخواهد بود » .