تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
گرفته و دشمن بدار آن را كه او را دشمن داشته است » « 16 » ج : همه آن بگو مگويى كه عليه على ( ع ) وجود داشت آثارى از دشمنى ديگران با على ( ع ) بود ، دشمنى كسانى چون ابو بريده و يا مردى كه او به وى اشاره مىكند . همان خالد بن وليد كه از اعزام على ( ع ) از سوى رسول خدا ( ص ) به منطقهء مأموريّت او [ و عزل وى ] قبل از بازگشت على ( ع ) برگشت و براى گسترش جوّ انتقاد و اعتراض عليه على ( ع ) تلاش كرد . آنچه رسول خدا ( ص ) در غدير خم فرمود اشاره دارد كه ترويج كنندگان اين سخنان ناروا همه از دشمنان على ( ع ) اند آن گونه كه ابو بريده نيز در آغاز با آن حضرت دشمنى داشت امّا خداوند او را هدايت كرد . آرى ، على ( ع ) شايستهء آن بود كه مردم همه در فضلى كه او داشت به رقابت او بپردازند ، زيرا كه در همين ماجرا ديديم چگونه آن مرد [ خالد ] شش ماه در يمن توقّف كرد و به دعوت مردم پرداخت ولى كسى به دعوت او پاسخ مثبت نگفت ، امّا بمحض آن كه همين مردم با على ( ع ) روبرو شدند دعوت حق را لبيّك گفتند . افزون بر اين على ( ع ) دانشمندى گرانقدر ، دلاورى جنگاور و قهرمانى در بدر و احد و همو بود كه در آن نبرد پرچم سپاه اسلام را به دست گرفت و آن را بر فراز كوه برد و مشركان با ديدن اين صحنه دريافتند كه راهى جز فرار ندارند و به همين سبب نيز پس از آن كه آسيبهايى را به سپاه اسلام وارد آورده بودند با حالتى شبيه فرار راه مكّه در پيش گرفتند . در حقيقت بايد گفت على ( ع ) در دو مورد طعمهء كينهء كينه‌توزان و دشمنان خويش قرار گرفت : الف : در همين گروه از اصحاب خود كه البتّه رسول خدا ( ص ) او را از آنچه
هامش
( 16 ) - البتّه اين فرمودهء رسول خدا ( ص ) همان سان كه پايانى داشته و مؤلّف به آن اشاره كرده آغازى نيز داشته كه از ياد رفته است و در جاى خود اگر باز هم به فراموشى سپرده شده باشد مورد تذكر قرار خواهد گرفت - م .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 568 | حسين صابري / محمد أبو زهرة