تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
در حقيقت موضع على ( ع ) در اين ماجراها در برابر آنچه اتّفاق افتاده بود موضعى بسيار درست و سالم بود ، چرا كه اموالى را كه آنان مورد استفاده قرار داده بودند همه از جزيه‌هاى مقرّر بر مردمان يمن بود و هيچ كس حق نداشت قبل از اعلام در اختيار گرفتن آنها در دست مسلمانان و قبل از آن كه آن حضرت خود دست به كار تقسيم اين اموال شود آنها را مورد تقسيم و يا مورد تصرّف قرار دهد . بدين سان اعتراض و گلايه از على ( ع ) ميان حاجيان زياد شد « 14 » و دربارهء او فراوان سخن مىگفتند و البتّه همه آنان كه چيزى مىگفتند نيز مغرضانى بودند كه در پى حق نبودند و در مقابل آن على ( ع ) در همه كارهايى كه انجام داده و مورد انتقاد ديگران قرار داشت صاحب حق بود ، امّا در اين ميان اين كينه - بويژه عليه مردى كه در جنگهاى اسلامى عليه مشركان نقشى فراوان داشته - بود كه عامل اصلى همهء
هامش
( 14 ) - البتّه براى ما روشن نشده است چگونه در حالى كه برخوردهايى كه از آن سخن به ميان آمد در يمن و در مقابل سپاهيان مسلمان كه در آن سرزمين به سر مىبرده‌اند و در حج حضور نداشته‌اند صورت پذيرفته است چگونه مؤلّف اين گونه نتيجه گيرى كرده كه در اثر اين برخوردها گلايه و اعتراض عليه على ( ع ) در ميان حجّاج زياد شده بود . هر چند مقدّمات و زمينه چينيهاى سخن مؤلّف مقدّمات درستى است و پرتوى از عدالت على را نشان مىدهد . امّا چنين نتيجه گيريى غلط بوده و تنها دليلى كه ما براى آن يافته‌ايم اين است كه آقاى مؤلّف قصد دارد همسو با ابن كثير زمينه‌ها و شرايطى را تصوير كند كه بر آن اساس بتواند به تفسيرى نادرست از حديث غدير كه در جريان حجّة الوداع و پس از اين رخدادها از زبان رسول خدا ( ص ) صادر شده ارائه دهد و بگويد حديث ولايت در غدير خم تنها مفادّ آن تكذيب شايعات موجود عليه على ( ع ) و رفع اتّهامات و بدبينيها و شكستن جوّى است كه عليه او وجود داشته است و نه هيچ چيز ديگر . اين در حالى است كه كار مؤلّف در اينجا يعنى تصوير يك جوّ در ميان حجّاج به علّت سه برخورد على ( ع ) در يمن - با آن همه فاصله ميان اين دو منطقه - بيش از هر چيز به يك شعبده بازى شبيه است . در جريان ماجراهاى حجّة الوداع به قدر لازم به كليّات تصوير درست حديث غدير اشاره خواهيم كرد - م .