بيهقى به نقل از ابو سعيد خدامى روايت مىكند كه گفت : « رسول خدا ( ص ) على بن ابى طالب ( ع ) را به يمن اعزام كرد و من نيز در ميان كسانى بودم كه با او همراه شده بودند .
زمانى كه شتران به عنوان زكات از آن مردم گرفت از او خواستيم قدرى شتران خود را استراحت دهد و بر آن شتران سوار شويم ، چرا كه در شتران خود آثار ضعف و درماندگى مىديديم ، امّا او از پذيرش اين خواسته سرباز زد و فرمود : « در اين شتران براى شما سهمى همانند سهم ديگر مسلمانان است » « 12 » .
در اين ماجرا شاهد آنيم كه على ( ع ) حاضر نشد اجازه دهد مسلمانان از اين غنايم [ يا زكات ] قبل از تقسيم آن استفاده كنند البتّه اين مسأله را بايد از مسأله استفادهء آن حضرت از كنيزكى كه در شمار اسيران بود جدا دانست ، زيرا در آن جريان على ( ع ) حق چنان استفادهاى را داشت ، زيرا براى تحويل گرفتن سهم خمسى از غنايم از جانب رسول خدا ( ص ) آمده بود و اين خمس چيزى بود كه در اختيار پيامبر ( ص ) و بستگان او قرار مىگرفت و بدين ترتيب على ( ع ) با در اختيار گرفتن آن كنيزك در واقع سهم خود را كه پس از تقسيم به او رسيده بود مورد استفاده قرار داد در حالى كه آنان قصد استفاده از غنايم تقسيم ناشدهاى داشتند كه معلوم نبود سهم آنان و يا سهم كسى ديگر خواهد بود .
نمونهاى ديگر از اين عدالت و سختگيرى ماجرايى است كه در ادامهء همين روايت از ابو سعيد خدرى نقل شده كه گفت :
« على ( ع ) پس از فراغت يافتن از كار غنايم قصد بازگشت از يمن كرد و مردى را به عنوان جانشين خود بر ما گماشت و بسرعت راه مكّه را در پيش گرفته ، خود را به حجّ رساند و با به پايان بردن حجّ ديگر بار رسول خدا ( ص ) به او فرمان داد كه « به سوى اصحاب خود برگرد و به آنان بپيوند » .
در اين ميان در ايّام غيبت على ( ع ) ما از جانشين او خواستيم آنچه را على ( ع ) براى ما برآورده نساخته بود برآورده سازد [ و اجازه دهد از شتران استفاده
هامش
( 12 ) - همان ، ص 105 .