اسلام آوردند .
على ( ع ) در پى اين ماجرا براى رسول خدا ( ص ) نامه نوشت و خبر اسلام آوردن آن خاندان را به آن حضرت داد و چون رسول اكرم ( ص ) در مدينه اين نامه را خواند به سجده درآمد و پس از آن سر برداشت و فرمود : « سلام بر همدان ، سلام بر همدان » « 9 » .
به نظر مىرسد خالد بن وليد بمحض دريافت فرمان رسول خدا ( ص ) به مدينه بازنگشت ، بلكه مدّتى در همان سرزمين باقى ماند .
741 - [ در اينجا مسألهاى وجود دارد كه از سوى خالد بن وليد عليه على ( ع ) برانگيخته شده است ] . البتّه ما نمىخواهيم بگوييم خالد از على ( ع ) دل آزردگى و كينهاى در دل داشت ، امّا حقيقتى كه رخدادهاى به وقوع پيوسته در زندگى على ( ع ) و مسائلى كه پيرامون زندگى اوست از آن حكايت دارد اين است كه على ( ع ) در برخى از مجامع عربى چندان محبوبيّتى نداشت ، بويژه در ميان افراد وابسته به خاندانها و گروههايى كه در بدر و احد و خندق و حنين عليه پيامبر جنگيده بودند ، چه آنها در اين نبردها طعم تلخ شمشير على را چشيده و دريافته بودند كه شمشير او به سان شمشير عمويش حمزه چگونه بر گردن مشركان مىنشست . آنها همچنين پس از آن كه توانسته بودند حمزه را در جنگ احد به شهادت برسانند همه كينههاى خود را تنها متوجّه على ( ع ) كرده بودند .
مسألهاى كه در سطور قبل بدان اشاره كرديم اين بود كه على ( ع ) كه براى دريافت خمس غنايم - يعنى سهميّهء خاصّ رسول خدا ( ص ) - از جانب آن حضرت آمده بود - كنيزكى زيبا را كه در ميان بردگان بود و جزء خمس قرار مىگرفت از آن خود كرد و به استناد ملك يمين با او همبستر شد .
اين مسأله جنجالى تبليغاتى را در پى داشت و چنان كه به نظر مىرسد خالد بن وليد در اين ماجرا به برخى از افراد خود دستور داد اين جريان را به عرض رسول
هامش
( 9 ) - البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 105 . - م .