ما در آغاز همين بحث اظهاراتى را كه دربارهء همراهى ابو موسى عبد اللّه بن قيس اشعرى آمده بود ذكر كرديم تا خوانندهء گرامى بداند كه پيامبر اكرم ( ص ) گروههايى را از جانب خود به مناطق دوردست مىفرستاد تا گاه نقش گروه گشت و تجسّس و گاه نقش گروه تبليغى را ايفا كنند ، هر چند كه در حالت اخير هم هنوز ويژگى رزمى بودن آنها محفوظ بود .
بنابراين دعوت اسلامى يا رساندن و تبليغ رسالت محمّدى ( ص ) اصل و اساس كار و هدف هر تلاشى بود و در اين ميان اگر مانعى سدّ راه اين دعوت نبود به همان بسنده مىشد و امّا اگر موانعى از سوى سران و شاهان و اميران در مقابل آن قد بر مىافراشت اين سپاه ايمان بود كه اين موانع و سدها را از سر راه برمىداشت تا مردم بتوانند بدون هيچ مانعى از دعوت محمّدى كه همان دعوت حقّ و دعوت خداست استقبال كنند .
به همين دليل هر يك از گروههاى اعزامى رسول خدا ( ص ) را كه به هدف تبليغ بود با نيرويى رزمى نيز همراه مىساخت ، چرا كه آن گروهها ناگزير بودند دشتها و بيابانها را پشت سر بگذارند و اين در حالى بود كه امنيّت چندانى در آن مناطق فراهم نبود و علاوه بر اين پيش از آن چنين پيشامد كرده بود كه گروهى از مشركان به قصد نيرنگ با رسول خدا ( ص ) به حضور ايشان رسيده و اظهار داشته بودند كه در خاندان آنان كسانى خواهان اسلام و آشنايى با آن هستند و آن حضرت نيز بر اساس همين تقاضا گروهى از معلّمان مسلمان و قاريان قرآن را به سوى آنان اعزام داشته بود ، ولى همان مشركان آنان را در طول راه به اسارت درآورده و در مكّه به فروش رسانده بودند و در ماجرايى ديگر نيز همين شيوه تكرار شد و مسلمانان را كشته بودند . بنابراين هشيارى و مراقبت چنين ايجاب مىكرد كه رسول اكرم ( ص ) به فرستادن معلّمان و قاريان قرآن بتنهايى بسنده نكند و بلكه با هر گروهى از اين بندگان مخلص خداوند گروهى رزمى را نيز به منظور پشتيبانى و حمايت از آنان همراه سازد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 558
مساهمون: حسين صابري
ص٥٥٨