ميراث بردن مسلمان از كافر ثمرهء همين برترى مسلمان بر كافر است . علاوه بر اين كفر امرى باطل است و از ديگر سوى اسلام حقّى است كه ارث بردن را براى مسلمان ايجاب مىكند و باطل نمىتواند حكم حق و مقتضاى آن را از بين ببرد .
امّا فقهاى عامّه خلاف اين نظر را دارند و دليل آنان نيز [ به ادّعاى آنها ] سيرهء قولى و عملى رسول اكرم ( ص ) است ، چه اين كه در صحيح مسلم و صحيح بخارى روايت شده كه فرمود : « كافر از مسلمان ارث نمىبرد و مسلمان هم از كافر ارث نمىبرد » . در عمل نيز چنين چيزى در سيره ثابت شده است ، چه اين كه پس از وفات ابو طالب « 6 » جعفر ، على ( ع ) ، ام هانى و ديگر وارثان مسلمان او از وى ارث نبردند و بر خلاف آن ، عقيل كه هنوز مسلمان نشده بود ارث او را در اختيار گرفت ، آن سان كه رسول خدا ( ص ) در جريان فتح مكّه فرمود : « عقيل براى ما خانهاى باقى نگذاشته است » .
كوتاه سخن دربارهء معاذ آن كه رسول خدا ( ص ) معاذ را به عنوان يك رزمنده ، يك معلّم ، مأمور گردآورى زكات ، جزيه و به عنوان يك قاضى در حلّ مشكلات و اختلافات به يمن اعزام كرد و او يك هدايتگر هدايت يافته بود ، آن سان كه ابن كثير در مورد او مىگويد :
« معاذ بن جبل در يمن يك قاضى از طرف پيامبر ، يك داور در جنگها و اختلافات و يك كارگزار مورد تأييد بود كه زكاتها را به او پرداخت مىكردند » « 7 » .
هامش
( 6 ) - البتّه چنين استدلالى به اين مسأله مبتنى بر پذيرش اين پندار باطل است كه ابو طالب مسلمان نبود و كافر بود و اين در حالى است كه ادّعاى كفر ابو طالب - آن سان كه بيان كردهايم - ادّعايى نادرست است و حتّى خود مؤلّف هنگامى كه از ابو طالب بحث كرده على رغم ترديد در مورد اسلام آشكارا و مشرك نبودن او را مسلّم دانسته است . - م .
( 7 ) - البداية و النهاية ، ج 5 ، ص 103 .