تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
در تمام اين مدّت رسول خدا ( ص ) در مدينه از اين هيأتها استقبال مىكرد تا اسلام را به آنان بياموزد و در برخوردارى از اين استقبال همه هيأتها برابر بودند ، خواه هيأتهاى دسته جمعى كه به نمايندگى از ديگران مىآمدند ، خواه گروههايى كه بدون نمايندگى از ديگرى براى آشنا شدن با اسلام مىآمدند و خواه افرادى كه تك تك يا به نمايندگى و يا براى آشنا شدن با اين دين تازه به مدينه مىآمدند . البتّه در اين مدّت كه رسول خدا ( ص ) در مدينه پذيراى هيأتهاى گوناگون بود سريّه‌هايى را نيز به منظور دعوت مردم به اسلام اعزام مىكرد . اينك در يك نگاه اجمالى به وضعيّت اين هيأتها سه نكتهء قابل تأمّل و توجّه وجود دارد : الف : بيشتر اين هيأتها از اعراب جنوب و از مناطق حضرموت و يمن و نجران و مناطق مجاور آن و نيز از قبايل عربى بودند كه در ستيز با رسول خدا ( ص ) همدست و پشتيبان قريش و يا متّحد آن خاندان نشده بودند و همانند آنان به بت پرستى عقيده نداشتند و اگر عقيده داشتند در اين مورد گرفتار تعصّب و افراط نبودند و بدين ترتيب از نظر روانى هيچ مانعى از قبيل پيروى از آباء و اجداد و اظهار اين سخن كه « بلكه ما از همان چيزى پيروى مىكنيم كه پدران خود را بر آن يافته‌ايم » « 34 » در مقابل آنان وجود نداشت و هيچ عامل ديگرى از قبيل حبّ رياست و فرمانروايى آنان را از پذيرش اسلام باز نمىداشت ؛ بويژه پس از آن كه رسول خدا ( ص ) اين سنّت و اين شيوه را مرسوم كرد كه هر اميرى را كه به اسلام مىگرويد - مشروط به آن كه مؤمن و عادل باشد و مردم نيز به حكومت او راضى و خشنود باشند و از آن شكايتى نداشته باشند - در مقام خود ابقا مىكرد ، چه اين شيوه حاكمان و سران را وادار ساخت دعوت محمّدى را دشمنى براى خود به حساب نياورند تا به اين بهانه با آن بجنگند . علّت اين امر نيز آن است كه مسأله خودخواهى و منافع خود در تحريك و جهت دهى روانى انسان نقش مؤثّرى بر عهده دارد . بنابراين وضعيّت سران اين قبايل و مناطق به سان سران قريش نبود كه از
هامش
( 34 ) - بقره / 170 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 543 | حسين صابري / محمد أبو زهرة