تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
او مشاهده كند كه چگونه شاهان همراهان خود را تحقير و ذليل مىكنند تا در نتيجه هنگامى كه خلافت به او يعنى همان پادشاه درنده خوى كه شيوهء ديگر شاهان را در پيش گرفت مىرسد با مردم مهربان باشد . از عبرتهاى تاريخ آن است كه همين وائل زنده ماند تا زمانى كه خلافت و حكومت در اختيار معاويّه قرار گرفت و وى پادشاهى درنده خوى شد كه دندان در خلافت فرو برده بود . روايت شده است كه روزى در همان شرايط و اوضاع وائل نزد معاويّه رفت . معاويّه او را شناخت ، وى را گرامى داشت و از خاطرات آن سفر با او سخن به ميان آورد و آنگاه هديهء گران قيمتى در اختيار او قرار داد . امّا او از پذيرش آن امتناع كرد و گفت : « آن را به كسى بده كه بيش از من بدان محتاج است » . به عقيدهء نگارنده اين پاسخ وائل شديدتر از پاسخى بود كه در جريان آن سفر و در پاسخ تقاضاى سوار شدن معاويّه بر مركب او به وى داد ، چه مفهوم پاسخ اخير آن است كه تو اى معاويّه اين اموال را به مردم مىدهى تا آنان را به خود جذب و نزديك كنى و صداها را خاموش سازى و نامت در ميان مردم بلند آوازه شود ، در حالى كه آن كه نيازمند است شايستگى بيشترى براى دريافت اين عطايا را دارد . اين شيوهء تو شيوهء كسانى است كه حاكميّت خود را بر پايهء خريد دلها و زبانها و نزديك ساختن صاحبان قدرت و نفوذ به خود و بىتوجّهى به نيكى با نيازمندان و ناتوانان و درماندگان استوار مىسازند و عطايايى را كه به ديگران مىدهند سرمايهء تجارت و صدقات خود را وسيلهء تفاخر قرار مىدهند .

هيأت نخع

734 - اين آخرين هيأتى است كه از آن سخن مىگوييم . اين هيأت مركّب از دويست نفر و به نمايندگى از خاندان نخع كه پيش از اين با معاذ بن جبل كه براى دعوت به اسلام به يمن رفته بود بيعت كرده بودند به مدينه وارد شد و در سرايى كه به ميهمانان اختصاص يافته بود اقامت گزيد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 540 | حسين صابري / محمد أبو زهرة