كه از او پيروى خواهند كرد .
از اين نمونه و نمونههايى ديگر از اين قبيل روشن مىشود كه چگونه اعرابى كه تحت سلطه و نفوذ ايران يا روم قرار گرفته بودند علاقهمند بودند يوغ بردگى آنان را از گردن خويش بردارند و آنچه را از آنان گرفتهاند بديشان باز پس دهند ، زيرا اينك آنان در دعوت محمّدى ( ص ) ياورى براى خود در راه رها شدن از بردگى و پيرو ديگران بودن مىديدند و اين در حالى بود كه آنان آزادگانى بودند كه زندگى همراه با سختى امّا عزّتمندانه را بر زندگى مرفّه امّا با پستى ترجيح مىدادند .
مردمانى كه در مناطق همجوار ايران و روم زندگى مىكردند اين حقيقت را كه اسلام ياور آنان در راه رهايى خواهد بود اوّلا در جريان ديدارهاى پيامبر در مكّه با قبايل و عرضهء خود بر آنها و ثانيا در ديدارهاى آن حضرت با هيأتهاى اعزامى به مدينه در آن شهر و آن هنگام كه آن حضرت هيأتهاى اعزامى مختلفى را از حضرموت و يمن و نجران به حضور مىپذيرفت مشاهده كرده و دريافته بودند .
اين مردم همچنين زمانى كه سپاه پيامبر ( ص ) در مؤته و در تبوك به نبرد با روميان آمد عزّت عربى را در دعوت محمّدى ( ص ) ديدند و هر چند در نخستين غزوه يعنى در غزوهء مؤته به علت نفوذ روم در آن سامان به همكارى با قواى روم پرداختند ، امّا چون دريافتند عزّت آنان در برادرى با ديگر اعراب در سايهء رهبرى محمّد ( ص ) است در جريان غزوهء تبوك حاضر به همكارى با روميان و يا جنگ به سود آنها نشدند و پس از آن كه حتّى خود را براى چنين كارى آماده كرده و زمان چنان نبردى را نيز مشخّص كرده بودند از آن سرباز زدند .
بنابراين قدرت روز افزون اسلام اصلىترين پايگاه قدرت و خاستگاه عزّت و اقتدار عرب را به همه آن آزاد مردان نشان مىداد و آنها را بدان رهنمون مىگشت .
بدين ترتيب اسلام هر روز بيش از پيش - در حالى كه دروازههاى قبايل و مناطق مختلف مجاور سرزمين روم و تحت نفوذ آنان در شمال و جنوب بويژه دروازههاى مناطق مجاور ايران و يا تحت نفوذ آن قدرت بر روى آن گشوده شده بود دلها را يكى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 546
مساهمون: حسين صابري
ص٥٤٦