تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
چشمه‌اى پيدا شود كه مردم در آنجا آمد و شد و يا سكونت دارند و اعلام يافتن اين گمشده به آنان وجود دارد در اين صورت « تعريف » يا اعلام پيدا كردن يك شئ گمشده با شرايط و احكام خاص خود واجب است . در حقيقت كسى كه گوسفند ديگرى را يافته است ممكن است به يكى از اين دو صورت آن را يافته باشد : اين كه به صحرا رفته تا مثلا گياه جمع آورى كند و او را در چنين شرايطى يافته كه در اين صورت چون مالكى براى گوسفند در آنجا وجود ندارد آن را در اختيار خود مىگيرد و ديگر اين كه گوسفند خود به سوى منطقه يا جايى كه او در آن توقّف كرده آمده و او آن را يافته است . در اين صورت نيز هر چند براى گوسفند مالكى وجود دارد ، امّا از آنجا كه معلوم و شناخته شده نيست و شناسايى او امكان نيز ندارد به حكم رسول خدا ( ص ) در اختيار گرفتن آن جايز است زيرا اگر يابنده آن را براى خود در اختيار نگيرد خوراك گرگهاى بيابان خواهد شد . فقها در اين مسأله به فرض اينكه صاحب گوسفند بعدها پيدا شود چنين حكم كرده‌اند كه بايد يابنده قيمت آن را به صاحبش پرداخت كند .

هيأت ذى مرة

726 - اعراب پس از قبول اسلام يا براى اعلام پذيرش آن به حضور رسول خدا ( ص ) مىرسيدند و آن حضرت از آنان و از اوضاع و احوال آنان آگاهى و اطّلاع مىيافت . در چنين شرايطى و از جمله هيأتهايى كه به حضور پيامبر ( ص ) مىرسيد هيأتى از ذى مرّة - كه گفته مىشود با خاندان پيامبر ( ص ) نسبتى داشتند - مركّب از سيزده نفر و به رياست حارث بن عوف به ملاقات ايشان آمد . آنان در ملاقات خود به آن حضرت گفتند : « اى رسول خدا ( ص ) ، ما خويشان و خاندان تو از فرزندان لؤى بن غالب هستيم » . رسول خدا ( ص ) در پاسخ تبسّمى كرد و آنگاه از اين هيأت دربارهء خاندانشان و نيز محلّ اقامت آنان و از اوضاع و احوال آن سرزمين پرسيد و علّت اين پرسش آن
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 525 | حسين صابري / محمد أبو زهرة