در ميان اين هيأت مردى به نام ابو حنبيب بود كه بسيار ميهمانى مىداد و رئيس اين خاندان بود . او دربارهء ميهمانى دادن از پيامبر اكرم ( ص ) پرسيد و گفت : « اى رسول خدا ، من به ميهمانى دادن علاقه دارم ، آيا در اين كار براى من پاداشى هست ؟ » فرمود : « آرى ، هر كار نيكى كه نسبت به يك فرد توانگر يا ناتوان انجام دادهاى صدقه محسوب مىشود » . او ديگر بار پرسيد : « مدّت زمان ميهمانى چقدر است ؟ » فرمود :
« سه روز و آنچه پس از آن به او داده شود صدقه است و براى ميهمان روا نيست در بر تو آن قدر بماند كه تو را در تنگنا قرار دهد » . سپس آن مرد دربارهء اين مسأله كه با گوسفند يا شتر پيدا شده چه بايد كرد پرسيد و گفت : « اى رسول خدا ، گوسفندى بى صاحب را در بيابان و دشت ديدهام [ تكليف آن چيست ] ؟ » فرمود : « آن گوسفند يا از آن تو است يا از آن برادرت و يا از آن گرگ » . وى ديگر بار پرسيد : « شتر چطور ؟ » و آن حضرت پاسخ فرمود : « او را به خودش واگذار تا صاحبش آن را بيابد » .
افراد اين هيأت پس از اين گفتگو به همان منزل رويفح كه پذيراى آنان بود برگشتند و در طى مدّت اقامت آنان در آنجا رسول خدا ( ص ) خرما به آن خانه مىبرد و به رويفح مىفرمود : « از اين خرما استفاده كن و در تأمين ميهمانهايت از آن كمك بگير » . آن ميهمانان نيز از اين خرماها و از خوراكيهاى ديگر تغذيه مىكردند .
برخورد رسول خدا ( ص ) با اين هيأت و گفتگوى او با آنان دربردارندهء يكى از آداب والاى اسلامى و نيز حاكى از يك حكم شرعى در مورد لقطه است و در اينجا شايسته مىبينيم به اين دو جنبه اشارهاى داشته باشيم :
الف : ادب اسلامى : بنا بر آنچه از رسول خدا ( ص ) روايت شده آن حضرت فرمود : « من براى آن مبعوث شدهام كه مكارم اخلاق را به كمال برسانم » . اين در حالى است كه يكى از اين مكارم اخلاقى ميهمان دارى مىباشد ، زيرا اين عمل نوعى ايجاد روابط انسانى با ديگران ، نوعى تعاون و محبّت ميان مردم و يكى از ضرورتهاى گريز ناپذير اجتماعى در محيطهاى بيابانى و هر محيط ديگرى از اين قبيل است ، زيرا گاه كسى از رهگذران بيابان از ادامهء حركت خسته مىشود و مجبور به اقامتى اندك در
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: حسين صابري
ص٥٢٢