تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
خواهد بود » . اين خاندان بتى به نام « عم انس » داشتند كه بشدّت فريفتهء او بودند و به علّت شدّت گمراهى و به سبب فراوانى علاقه و دلبستگى به او همهء امور خارق العاده‌اى را كه مشاهده مىكردند يا نعمتهايى را كه خداوند به آنان ارزانى داشته بود به او نسبت مىدادند . زمانى كه آنان مسلمانى خود را اعلام كردند و براى رسول اكرم ( ص ) روشن شد كه در ايمان خود صادقند و به حقيقت يقين دارند دربارهء وضعيّت آن بت و نيز در اين باره كه آيا هنوز معتقداتى در آن خاندان دارد از آن هيأت پرسش كرد و فرمود : « عم انس چه شد ؟ » آنان در پاسخ گفتند : « شادمان باش كه خداوند آنچه را تو آورده‌اى به جاى آن به ما داده است و البتّه در ميان ما هنوز پيرمردان و پير زنانى مانده‌اند كه به آن بت عقيده دارند و پايبندند . اگر برگرديم انشاء اللّه آن را در هم خواهيم شكست كه ما دلبستهء آن و فريفتهء آن بوديم » . رسول خدا ( ص ) كه در پى آن بود ميزان دلبستگى آنان به اين بت را پيش از اسلام آوردن بداند از آنان پرسيد : « بزرگترين چيزى كه از عوامل دلبستگى يافتن شما به آن بت بود چيست ؟ » سخنگوى هيأت در پاسخ گفت : « ما گرفتار خشكسالى شديدى شده بوديم تا آنجا كه ناگزير به خوردن علفهاى خشك شديم . در اين زمان بود كه آنچه در توان داشتيم گرد آورديم و صد گاو خريديم و آن را در يك روز به عنوان قربانى در پيشگاه عم انس نحر كرديم و گوشت آنها را براى درندگان واگذاشتيم ، در حالى كه خود بيشتر از درندگان به آن نيازمند بوديم . در پى اين كار در همان زمان باران آمد و آن قدر زمين سرسبز شد كه بلندى علفها حتّى قامت يك مرد را پنهان مىكرد . در اين زمان بود كه همه مىگفتند : « عم انس نعمت خود را بر ما نازل كرده است » . واقعيت امر آن است كه اين تصادف عجيب آنان را فريفته بود و گمان كرده بودند اين بت است كه بر آنان باران نازل كرده است ، در حالى كه در واقع بت نه توان سود رساندن و نه توان زيان رساندن را داراست و بسيارى از مواقع كارهايى تصادفى صورت