آغاز هستى چگونه بود » . آن حضرت در پاسخ فرمود : « خداوند بود و هيچ چيز ديگر جز او وجود نداشت و عرش او بر آب قرار داشت و او در « ذكر » [ تقدير ] هر چيز را نوشت » .
709 - در اينجا نكته و پديدهء ظاهرا عجيبى به نظر مىرسد و آن اين است كه چگونه مردم يمن و آن مناطق به سرعت به اسلام شتافتند و مردم مكّه در مقابل اين دين جديد دست به مقاومت زدند با آن كه رسول خدا ( ص ) از خود آنان بود و در ميان آنان به صدق ، امانت و دورى از آنچه با كمالات انسانى منافات دارد اشتهار داشت .
به عقيدهء ما علّت اين امر چند مسأله است :
الف : ريشه دار بودن بت پرستى و امكان داشتن پرستش بت براى مردم مكّه و مناطق مجاور آن و نيز تسلّط اوهام و پندارهاى نادرست بر اين مردم و افتخار ورزيدن آنان به حسب و نسب و گذشتهء خويش .
ب : رياست طلبى مردم مكّه كه خود از اقامت آنان در جوار كعبه و استناد به سلطه اعراب بدين عنوان كه خادمان بيت هستند ناشى مىشد . در كنار اين مسأله آنان از اين بيم داشتند كه دين جديد همهء سلطنت و قدرتى را كه دارند از آنان بگيرد . به همين سبب نه به خاطر ايمان به بتها و بلكه به خاطر حفظ سلطه و سيادت خويش روزبروز بر مقاومت و سرسختى آنان افزوده مىشد .
ج : اين نكته كه اصولا اعراب جنوب به علّت زندگى يهوديان و مسيحيان در ميان آنان از كتب آسمانى اطّلاعاتى داشتهاند و از آگاهى نسبى به اديان برخوردار بودند .
البتّه يهوديانى كه در يمن زندگى مىكردند از بنى اسرائيل نبودند ، بلكه از يهوديان سامر بودند كه پيروان موسى از غير بنى اسرائيل را شامل مىشود . اين گروه از آن تعصّبات تند اسرائيلى داير بر اين كه هيچ پيامبرى مگر از خاندان بنى اسرائيل مبعوث نمىشود مبرّا بودند و از گروهى نبودند كه به دليل همين تعصّبات افراطى پس از آن كه رسول خدا ( ص ) آمد با آن كه او را مىشناختند به او كفر ورزيدند ، آن سان كه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: حسين صابري
ص٤٨٠