حضور او برسيد و از او بخواهيد تا از خداوند درخواست كند بلا را از خاندانتان بردارد » .
آن دو مرد نزد رسول خدا ( ص ) رفتند و از او خواستند تا براى خاندان دعا كند و او نيز فرمود : « پروردگارا [ خطر را ] از آنان بردار » .
آن دو مرد پس از ملاقات به ميان خاندان خود برگشتند و دريافتند كه آنان در همان روز و بلكه در همان ساعتى كه رسول خدا ( ص ) فرموده است هدف حمله قرار گرفتهاند .
پس از اين ماجرا هيأت ديگرى از جرش به مدينه آمد و مسلمانى آن خاندان را اعلام داشت و در عمل نيز به اسلام پايبندى نشان دادند و رسول خدا ( ص ) نيز محدودهاى در اطراف آبادى آنان به آنان اختصاص داد تا آن را مورد بهرهبردارى قرار دهند .
البتّه او نظير اين كار را با مسلمانان ساير سرزمينها و آباديها نيز انجام مىداد تا بدين ترتيب مسلمانان بتوانند از اراضى همهء مناطق بطور كامل بهرهبردارى كنند و در مقابل اين استفاده چيزى شبيه اجاره يا خراج نيز به بيت المال بپردازند .
خداوند خود به حقيقت امور آگاهتر است .
هيأت بنى حارث بن كلب
711 - رسول خدا ( ص ) هيأتهاى عرب را كه به منظور اعلام مسلمانى به حضور مىرسيدند استقبال مىكرد و اگر هيأتهايى بدون اعلام مسلمانى به حضور مىرسيدند آنان را به اسلام دعوت مىكرد و در بيشتر موارد آنان دعوت آن حضرت را مىپذيرفتند و در پارهاى موارد نيز پس از قدرى ترديد پاسخ مىدادند و به هر حال اسلام بدين طريق به سرزمين آن اقوام راه مىيافت و [ آنگاه اين اصل محترم داشته مىشد كه ] هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كس مىخواهد كافر بماند و هر كس نيز دوست دارد مىتواند اسلام را نپذيرد ولى با پيامبر ( ص ) پيمان ذمّه يا عقد جزيه ببندد .