نياى مشترك بودند هنگامى كه در آستانهء ورود به مدينه بودند اين سرود را بر زبان داشتند كه :
« فردا با دوستان خويش با محمّد و گروه او ملاقات خواهيم كرد » .
در صحيح مسلم از ابو هريره نقل شده است در زمانى كه نمايندگان يمن به مدينه آمده بودند رسول خدا ( ص ) مىفرمود : « مردمان يمن و آن كسانى آمدهاند كه دلى نرمتر و قلبى آمادهتر و پذيراتر براى ايمان دارند . حكمت يمنى است و آرامش در ميان چوپانان و تكبّر و تفاخر در ميان باديه نشينان « 16 » » .
از جبير بن مطعم روايت شده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « مردم يمن به ميان شما آمدهاند . آنان گويى ابرهاى آسمانى و بهترين مردمان روى زمينند » . در اين هنگام مردى از انصار گفت : « اى رسول خدا [ آنان بهترين مردمان روى زمينند ] به استثناى ما » ، امّا آن حضرت سكوت كرد ، ديگر بار او گفت : « اى رسول خدا ، به استثناى ما » ، امّا باز هم پيامبر ( ص ) سكوت كرد ولى پس از قدرى سكوت با صدايى كوتاه فرمود : « به استثناى شما » .
نكتهء قابل توجّه در اين حديث آن است كه رسول خدا ( ص ) حاضر نبود حتّى انصار را كه سرآمد ديگران بودند از مردمان يمن استثنا و جدا كند .
ما در اين ماجرا تفاوتى روشن را ميان مردم يمن و ديگران مشاهده مىكنيم كه هنگامى كه رسول خدا ( ص ) به هيأت تميم فرمود « مژدهتان باد » و قصد آن حضرت مژدهء اسلام بود ، گفتند : « تو كه مژده دادهاى آنچه را مژده دادى به ما بده » و رسول اكرم ( ص ) از اين روح مادّى و از اين طمع و آزمندى خشمگين شد . امّا هنگامى كه آن حضرت به اشعريين فرمود : « مژدهتان باد » آنان بسادگى همان جنبهء معنوى - و نه بعد مادّى - را درك كردند و گفتند : « ما پذيرفتهايم » . آنان پس از آن ادامه دادند كه « اى رسول خدا ( ص ) آمدهايم تا در دين آگاهمان سازى و اينك در اين باره مىپرسيم كه
هامش
( 16 ) - البته در حديثى كه از مسلم در البداية و النهاية نقل شده و ظاهرا منبع نقل مؤلّف نيز همانند ديگر موارد همين كتاب بوده به جاى باديه نشينان شترداران آمده است . - م .