قرآن كريم مىفرمايد : « هنگامى كه آنچه آن را مىشناختند براى آنان آمد بدان كافر شدند » « 17 » .
همين يهوديان منكر رسول خدا ( ص ) يهوديان سامرّه را نيز به عنوان يهودى نمىپذيرفتند ، چرا كه يهوديّت از نظر آنان مسألهاى نژادى بود و نه اعتقادى . به همين دليل يهوديان آن زمان سامريّون را مورد آزار قرار مىدادند . به گونهاى كه سعى مىكردند پيروان ساير اديان را نيز آزار دهند و شايد برانگيخته شدن پيامبرى از عرب شور و حماسهء آنان را براى آزار ديگران بيشتر مىكرد .
د : اين كه اعراب يمن به اسلام به عنوان دينى نگريستند كه در همهء سرزمين عربى غلبه يافته و به همين سبب كه اين دين دين غالب بود به گرويدن به آن شتافتند و بدين سان خواست خداوند [ در ميان آن قوم ] خواست برتر شد .
البتّه خداوند خود به حقيقت امور آگاهتر است .
هيأت ازد
710 - اين گروه نيز از مردم يمن بودند و همان علل و عواملى كه براى شتافتن اشعريين به اسلام گفتيم دربارهء اين گروه نيز صادق است .
ابن اسحاق مىگويد : « هيأتى از ازد به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند .
در رأس اين هيأت صرد بن عبد الله ازدى قرار داشت كه اسلام آورد و بدان پايبندى نشان داد و پس از آن رسول خدا ( ص ) او را كارگزار خود در ميان مسلمانان خاندان او قرار داد و مأموريّت جهاد عليه مشركان قبايل يمن و اقوام مجاور آنان را به او سپرد .
صرد بن عبد اللّه به جهاد عليه مشركان مناطق مجاور خود پرداخت . در جوار مناطق سكونت قبيلهء او شهرى كاملا بسته به نام جرش وجود داشت و قبايلى از قبايل يمنى در آن به سر مىبردند كه پس از آن كه اطّلاع يافتند سپاه مسلمانان به رهبرى
هامش
( 17 ) - بقره / 89 .