خود انجام مىداده و خود را چنين معرّفى مىكردهاند .
گفتنى است رسول خدا ( ص ) در پاسخ آنان [ بر خلاف آنچه در مورد نسب او آنان گفتند و بر خلاف آنچه عبّاس در مورد نسب خود كه همان نسب رسول خدا ( ص ) نيز هست مىگفت ] نسب اصلى خود را ذكر كرد . در اين باره احمد در مسند خود به سند خويش از اشعث روايت مىكند كه گفت : « همراه با هيأت كنده به حضور رسول خدا ( ص ) رسيديم . [ من ديدم كه مرا افضل از ديگران نمىدانند . به همين سبب به رسول خدا ( ص ) گفتم شما از ماييد ] و آن حضرت در پاسخ فرمود : « [ ما فرزندان حارث بن عمرو بن كنده نيستيم ] بلكه فرزندان نضر بن كندهايم و [ با انتساب خود به ديگران ] در پى به دست آوردن امنيّت نيستيم و پدر خويش را نيز انكار نمىكنيم » .
اشعث بن قيس بعدها در دوران حاكميّت بنى اميّه كارگزار آنان شد و در همان دوران بود كه مىگفت : « هيچ كس از قريش كه انتساب خود به نضر را انكار كرده باشد نزد من آورده نمىشود مگر اين كه او را شلّاق خواهم زد » .
كوتاه سخن دربارهء هيأت طيّئ آن كه رسول خدا ( ص ) آنان را گرامى داشت و آنان نيز مسلمانى خود را اعلام كردند و با خشنودى و در امنيّت بازگشتند .
هيأت اشعريين و مردم يمن
708 - در ميان هيأتهاى عرب هيأتى نيز از اشعريين - مردم يمن يا طايفهاى از آنان - به مدينه وارد شد تا مسلمانى خود را اعلام دارد و با اصول تعاليم اسلامى آشنا شود و قرآن بياموزد .
هنگامى كه اين گروه به مدينه آمد رسول خدا ( ص ) به انصار كه آنان نيز از قبايل يمنى بودند فرمود : « اينك كسانى آمدهاند كه از شما نيز دلهاى نرمتر و آمادهترى دارند » .
اين گروه از آنجا كه با انصار يعنى همان كسانى كه رسول خدا ( ص ) را يارى و پناه دادند و بدين سبب محبّتى را نسبت به يمن در دل او آفريدند از يك سرزمين و از يك