تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
ديديم كه اين خاندان مردمى قسىّ القلب و سختگير بودند ، زيرا از گفته‌هاى آنان اين نكته روشن مىشود كه چگونه وقتى درك انسان پايين باشد خواسته‌هاى دل و توهمّات و پندارهاى باطل او غلبه مىكند ، و پيش از اين ديديم كه بتهاى قريش و همه بتهاى موجود در مكّه از بين رفت و هرگز در اين ماجرا شاهد مواضعى همانند آنچه از سوى ثقيف سر زد نبوديم . همچنين ديديم كه ثقفيان چگونه عقيده داشتند آنچه را آنان خداى مىناميدند نابود شدنى نيست و هر كس براى انهدام آن اقدام كند خود از ميان مىآورد و نيز مشاهده كرديم كه چگونه مغيره آنان را به بازى گرفت و در هنگام وارد آوردن نخستين ضربه خود را بر زمين انداخت و مردم [ تحت تأثير توهمّات خود ] فرياد شادى سر دادند و پس از آن خالد بن وليد قرشى كه خود يك تازه مسلمان بود به انهدام بت پرداخت . اين داستان همچنين نشان مىدهد كه چگونه هواى نفس و شهوت بر دلهاى غير مؤمن سلطه يافت و مىيابد تا آنجا كه ثقفيان حلال شدن زنا و خمر و ربا را از رسول خدا ( ص ) خواستند ، ولى آن حضرت اين خواسته را رد كرد و امروز نيز مىبينيم چقدر شباهت است ميان ثقفيان و برخى از مسلمانان روشنفكر نوگرا كه ربا را مباح مىشمارند و در اين ميان برخى از كسانى كه لباس دين را بر تن دارند و حافظ قرآن نيز بوده‌اند نيز با آنان همراهى و همسويى مىكنند و گاه شرب خمر علنى را نيز حلال اعلام مىكنند . در اين ماجرا يك نكته تربيتى جالب نيز در رفتار كنانة بن عبد ياليل در مهار كردن سركشى ثقيف نهفته است ، چه او و همراهانش در ابتدا مسلمانى خود را مخفى داشتند و حتّى از مردم خواستند خود را براى جنگ عليه رسول خدا ( ص ) آماده كنند و آنان نيز قدرى انديشيدند و سرانجام خود خواستار تسليم شدن به پيامبر ( ص ) شدند . اين در حالى است كه اگر او از همان آغاز مسلمانى خود را اعلام مىكرد در همان ابتداى امر او و يارانش را به قتل مىرساندند ، همان سان كه پيش از اين عروة بن مسعود را به قتل رسانده بودند . بنابراين اين حقيقتى مسلّم است كه وقتى يك عقيدهء تازه به صورت قاطع و بدون