تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
ابو سفيان بن حرب و مغيرة بن شعبه را به طايف فرستاد تا اين بت را در هم بشكنند . رسول اكرم ( ص ) پس از آن كه اين گروه را تعليم داد گراميشان داشت و زمانى كه آنان از آن حضرت خواستند تا كسى را به پيشوايى آنان تعيين كند آن حضرت عثمان بن ابى العاص را كه از همه كوچكتر بود ولى سوره‌هايى از قرآن را در اين مدّت حفظ كرده و پاره‌اى از مفاهيم اسلامى را درك كرده بود به پيشوايى آنان گمارد . البتّه على رغم اين همچنان ابن عبد ياليل سخنگوى اين گروه ماند ، زيرا اوّلا آنان خود او را به عنوان سخنگوى خويش انتخاب كرده بودند ، ثانيا او از روحيّات خاندان خود آگاهى كامل داشت ، ثالثا مىدانست چگونه و از چه راهى با مردم برخورد كند و از كجا وارد شود و رابعا تجربه عروة بن مسعود را كه على رغم اين كه محبوب ثقيف بود او را كشته بودند پيش روى داشت . ابن عبد ياليل هنگام بازگشت اين هيأت به طايف به همين دليل ماجراى اسلام آوردن خود و اين را كه چگونه تحريم خمر و ربا و زنا را پذيرفته‌اند از مردم پنهان داشت و به جاى آن كه اين گروه به عنوان مسلمان بر مردم وارد شود به ترساندن آنان پرداخت . اين گروه به تهديد ثقيف پرداخته ، گفتند رسول خدا ( ص ) امورى چون درهم شكستن لات و تحريم خمر و زنا و ربا را از آنان خواسته است و آنان از پذيرش آن سرباز زده‌اند . اين هيأت به اظهار اندوه و نگرانى پرداختند و اين حالت به تمام افراد قبيلهء ثقيف سرايت كرد . همچنين اين گروه به سراغ لات رفتند و به احترام آن پرداختند و هر يك از اعضاى اين هيأت نيز براى نزديكان خود چنين وانمود كردند كه از نزد مردى سختدل مىآيند كه هر كس را بخواهد از دم تيغهء شمشير مىگذراند و همهء اعراب در مقابل او سر تسليم فرود آورده‌اند و وى امورى خطير چون از ميان بردن لات و عزّى و ترك ثروت خويش را از ما خواسته است . . . ثقيف در پاسخ اين اظهارات گفتند : « ما هرگز چنين چيزى را نمىپذيريم » . در اين هنگام افراد آگاه و هوشمند آن هيأت گفتند : « سلاحهاى خود را آماده و خود را
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 464 | حسين صابري / محمد أبو زهرة