سوگند تا كنون بر روى زمين از هيچ كس بيش از تو ترس نداشت ، امّا امروز ديگر از تو نمىترسم » . وى سپس چنين ادامه داد كه « تو را پدر مباد ! بر من شتاب و مؤاخذه مكن كه به خداوند سوگند هيچ بار قصد انجام آنچه تو به من گفته بودى نكردم مگر آن كه مىديدم تو ميان من و او قرار گرفتهاى و اگر شمشير خود را بالا برم بر فرق تو فرود خواهد آمد » .
بدين سان خداوند رسول خود را نجات داد و هر بار كه اربد قصد اجراى نقشهء شوم خود مىكرد تصويرى از عامر ميان او و رسول خدا ( ص ) قرار مىگرفت و او بدين ترتيب نتوانست نقشهء خود را به اجرا درآورد .
اين دو خائن قاتل از حضور رسول اكرم ( ص ) رفتند ، در حالى كه ابن طفيل به روايتى گرفتار طاعون شد و در خانهء زنى مرد و به روايت ديگر از درد بيمارى مىناليد و مىگفت « آيا طاعونى به سان طاعون شتران ؟ » و آنگاه بر روى اسب خويش مرد و نيز در حالى كه اربد هم در راه گرفتار صاعقه شد و صاعقه او و همراهش را كشت .
بخارى دربارهء عامر بن طفيل روايت ديگرى آورده ، مىگويد : او هنگامى كه به حضور پيامبر ( ص ) رسيد به آن حضرت گفت سه راه در مقابل تو قرار مىدهم : يا آن كه باديه نشينان از آن تو و آبادى نشينان از آن من باشند ، يا من خليفهء تو باشم و يا آن كه با هزار اسب و هزار شتر سرخ موى و با سپاه غطفان با تو رو در روى شوم .
بخارى در ادامهء روايت مىگويد : او در خانهء زنى به طاعون گرفتار شد و مىگرفت : « آيا طاعونى به سان طاعون شتر و آن هم در خانهء يك زن ؟ اسب مرا بياوريد تا بر آن سوار شوم » . او پس از اين ماجرا بر اسب سوار شد و سوار بر اسب مرد .
ما از اين پيش نيز قدرى در اين موضوع سخن گفتيم و به گمان ما مرگ عامر قبل از فتح مكّه بوده است و نه در سال نهم هجرت ، چرا كه نحوهء گفتار او نشان مىدهد اين گفتگو قبل از فتح مكّه و تبوك و قبل از آنى بوده كه اسلام در سرتاسر جزيرة العرب حاكميّت مطلق را از آن خود كرده باشد و بر همه خواه مسلمانان و خواه غير مسلمانان حكومت مىكرد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 470
مساهمون: حسين صابري
ص٤٧٠