تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
اين خواستهء آنان در حالى بود كه رسول خدا ( ص ) آنان را در نقطه‌اى در درون مسجد در خيمهء خاصى مستقر ساخته بود تا هنگامى كه مسلمانان براى نماز به مسجد مىآيند آنان مسلمانان را ببينند و بدين ترتيب با نماز انس و آشنايى يابند ، امّا غرور و سبك سرى جاهليّت آنان را از اين بازداشته بود كه با نماز خو بگيرند . ثقفيان همچنين مشاهده كردند رسول خدا ( ص ) هنگام خطبه خواندن از خود نام نمىبرد . به همين سبب نيز گفتند : « او چگونه از ما مىخواهد گواهى دهيم كه او رسول خداست در حالى كه خود در خطبهء خويش چنين گواهى نمىدهد ؟ » هنگامى كه اين سخن به پيامبر ( ص ) رسيد آن حضرت فرمود : « من نخستين كسى هستم كه گواهى داده است من رسول خدايم » . در ميان اين گروه فردى به نام عثمان بن ابى العاص حضور داشت كه از همه كوچكتر بود و هنگامى كه افراد هيأت محلّ خود را ترك مىكردند او را در آنجا باقى مىگذاشتند . او در اين هنگام و نيز زمانى كه در نيمروز اين افراد به خواب فرو مىرفتند از فرصت استفاده مىكرد و خود را به رسول خدا ( ص ) مىرساند و دربارهء دين از او مىپرسيد و نيز از او مىخواست تا بر وى قرآن بخواند . او آن قدر به رسول خدا ( ص ) مراجعه كرد تا آن كه در امور دين فردى آگاه شد و علومى فرا گرفت . هنگامى كه براى ملاقات رسول اكرم ( ص ) مىرفت ، اگر آن حضرت خواب بود به ابو بكر مراجعه مىكرد . او اين كار خود را كه با پيامبر ( ص ) ملاقات مىكند از دوستان خود مخفى مىداشت ، هر چند اين كار تحسين رسول اكرم ( ص ) را برانگيخت و آن حضرت او را دوست مىداشت . اين هيأت مدّتى در مدينه ماند و با پيامبر ( ص ) در اين مدّت ملاقات مىكرد و آن حضرت نيز آنان را به اسلام دعوت مىكرد تا آن كه سرانجام اسلام آوردند . پس از مدّتى اقامت ، كنانة بن عبد ياليل كه رئيس اين هيأت بود به رسول خدا ( ص ) گفت : « آيا با ما مصالحه مىكنى و پيمان مىبندى تا به ميان قوم خويش باز گرديم ؟ » رسول خدا ( ص ) در پاسخ او فرمود : « اگر شما اسلام را بپذيريد با شما