تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
دربارهء خاندان بنى تميم از بخارى چنين روايت شده است : « بخارى مىگويد ابو هريره گفت : « من پس از سه چيز كه از رسول خدا ( ص ) دربارهء بنى تميم شنيدم پيوسته آنان را دوست مىدارم . آن سه اين است كه يك بار فرمود : « آنان مقاومترين و سخت‌ترين افراد امّت من در مقابل دجّال هستند » ، يك بار ديگر نيز زمانى كه يكى از اسيران آنان نزد عايشه بود آن حضرت به عايشه فرمود : « او را آزاد كن كه از فرزندان اسماعيل است » و بالاخره يك بار وقتى زكات اين خاندان را آوردند فرمود : « اينها زكات قومى - و به روايت ديگر - قوم من است » . روايت فوق را مسلم نيز از طريق ديگرى روايت كرده است » « 8 » . نگارنده مىگويد على ( ع ) نيز در دوران سخت فتنه باغيان [ معاويّه ] و مقاومت در برابر آن فرمود : « هيچ ستاره‌اى از بنى تميم غروب نمىكند مگر آن كه ستاره‌اى ديگر از آنان طلوع مىكند » . البتّه خداوند خود به حقيقت همهء امور آگاهتر است .

هيأت ثقيف

701 - رسول خدا ( ص ) از انهدام دژهاى ثقيف و آتش زدن تاكستانهاى آنان خوددارى ورزيد و جنگ عليه اين خاندان را پايان داد ، چرا كه اواخر ماه شوّال بود و ماه ذى القعده كه از ماه‌هاى حرام است فرا مىرسيد و علاوه بر اين خاندان به اسلام تمايل يافته بودند و اسلام در اين شهر يعنى طايف گسترش يافته بود ، امّا على رغم اين حقيقت غرور جاهليّت و كينه و خشمى كه در دلهاى آنان بود آنان را از تسليم شدن در برابر رسول خدا ( ص ) باز مىداشت . پس از آن كه رسول خدا ( ص ) از طايف به مدينه بازگشت عروة بن مسعود در پى او به مدينه آمد و اسلام آورد . ما از اين پيش آورديم كه او با رسول خدا ( ص ) ملاقات كرد و پس از آن به ميان خاندان خود بازگشت و توسّط آنان به قتل رسيد .
هامش
( 8 ) - همان . ص 46 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 459 | حسين صابري / محمد أبو زهرة