و دودلى بر زبان مىآوردند كه مسلمانان نمىتوانند با روميان نبرد كنند نقش بر آب شد و روميان از رويارويى ترسيدند در حالى كه مردان سپاه محمّد ( ص ) كه در راه خدا جان خويش بر كف گرفته بودند هرگز بيمى به دل راه ندادند .
نادمان
695 - مسلمانانى كه رسول خدا ( ص ) آنان را به پيوستن به سپاه براى حركت به سوى تبوك فرا خواند در پاسخ به اين دعوت به سه گروه تقسيم شدند :
الف : گروهى كه اكثريت را تشكيل مىدادند و از بقيّه فزونى داشتند و همين گروه نخستين نيروى اسلام را تشكيل مىدادند . آنان كسانى بودند كه جان خويش را به بهاى بهشت به خداوند فروخته بودند تا بجنگند و كشته شوند ، كسانى بودند كه براى همراهى با رسول خدا ( ص ) پيشتاز شدند و بالاخره كسانى بودند كه قرآن كريم دربارهء آنان مىفرمايد : « خداوند بر پيامبر و مهاجرين و انصار كه در زمان سختى و پس از آنى كه تقريبا دلهاى گروهى از آنان گمراه و گرفتار ترديد شده بود و سپس خداوند بر آنان نيز توبه كرد توبه كرده است كه او به اين مردم مهربان و رؤف است » « 25 » .
ب : گروهى كه از همراهى با رسول خدا ( ص ) سرباز زدند . برخى از اين گروه ، منافق ، برخى سست عقيده و گرفتار ضعف اراده بودند و البتّه همه در اين نقطه با يكديگر اشتراك داشتند كه از آن مؤمنان راستينى نبودند كه در راه خدا از مال و جان و از آسايش خويش مىگذشتند .
اين گروه از شركت در سپاه عذر خواستند و رسول اكرم ( ص ) نيز عذر آنان را پذيرفت ، هر چند مطمئنا برخى از آنان دروغگو بودند . قرآن كريم دربارهء اين گروه چنين مىفرمايد : « ايراد بر آن كسانى است كه با آن كه توانگرند از تو [ براى عدم شركت در سپاه ] اجازه مىگيرند . آنان به اين خشنود شده و پذيرفتهاند كه با
هامش
( 25 ) - همان / 117 .