تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
همراه پيامبر ( ص ) در مسجد النّبى و در ساير مساجدى از قبيل قبا كه آن حضرت ساخته و از همان روز نخست بر پايهء خداترسى و خشنودى او بنيان نهاده شده بود قرار داده بودند و بدين وسيله قصد داشتند با ترويج و طرح مسائل تفرقه افكنانه و فتنه‌انگيزى و شر آفرينى مسلمانان را گرفتار تفرقه سازند و از همين نقطه به عنوان يك پايگاه و يك مركز جاسوسى به نفع توطئه گران و كسانى كه با خدا و رسول او سر جنگ داشتند استفاده كنند ، آن سان كه حتّى يكى از غير مسلمانان به سازندگان اين مسجد گفته بود : « مسجد خود را بسازيد و در آنجا آن اندازه كه در توانتان هست نيرو و سلاح گرد آوريد كه من نيز نزد قيصر روم مىروم و سپاه او را از آن سرزمين به اين ديار مىآورم و محمّد ( ص ) و اصحاب او را بيرون مىرانم » . اين قصد شوم آنجايى خود را نشان مىدهد كه اين گروه در حالى به ساختن مسجد خود و طرح چنين مسأله‌اى پرداختند كه رسول خدا ( ص ) مشغول گرد آوردن سپاه و آماده شدن براى حركت به سوى تبوك بود و آنان آرزوها و انتظارات ديگرى را از فرجام اين حركت داشتند و آرزومند شكست محمّد ( ص ) و سپاه او در مقابل روميان بودند . بدين سبب رسول خدا ( ص ) دو نفر از اصحاب خود را فرا خواند و به آنان فرمود : « به اين مسجد ستمبار برويد و آن را ويران كنيد و آتش بزنيد » آن دو نيز در اجراى اين فرمان روانه شدند و به محلّهء بنى سالم بن عوف آمدند . در اين هنگام يكى از آن دو به ديگرى گفت اندكى درنگ كن تا پاره آتشى از خانهء خود بياورم . سپس به ميان خاندان خود بنى سالم رفت و شاخه خرماى را آورد و آن را آتش زدند و سپس از اين محلّه بيرون رفته ، شتابان خود را به آن مسجد رساندند و در حالى كه فتنه گران در آن مسجد بودند آن را ويران كردند و آتش زدند و آن گروه نيز از آنجا متفرّق شدند . در اين ميان خداوند آرزوى ديگر آنان را نيز به ناكامى مبدّل ساخت و سپاه روم از اين كه با سپاه اسلام رو در رو شود عقب كشيد و بدين سان آنچه آنان از روى نفاق
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 438 | حسين صابري / محمد أبو زهرة