نشستگان باشند . خداوند بر دلهايشان مهر زد و آنان درك ندارند . هنگامى كه [ پس از غزوه ] دوباره به ميان ايشان باز گرديد [ در توجيه كار خود ] براى شما بهانه بياورند . بگوى بهانه نياوريد كه ما به شما اطمينان نخواهيم كرد و خداوند ما را از انديشههاى درونى شما آگاه ساخته است و خداوند و رسول او در آينده نيز عملكرد شما را خواهند ديد و سپس به پيشگاه آن كه آگاه هر پيدا و پنهان است برگردانده خواهيد شد و او شما را از آنچه مىكردهايد آگاه خواهد ساخت . هنگامى كه به ميان ايشان باز گرديد [ در توجيه كار خود ] براى شما به خداوند سوگند مىخورند تا از آنان دست برداريد شما نيز از آنها روى برتابيد كه ناپاكند و فرجام و جايگاهشان جهنم و اين سزاى آنچه است كه انجام مىدادند . آنان براى شما سوگند ياد مىكنند تا از ايشان خشنود شويد [ امّا نمىدانند كه ] اگر شما نيز از آنها خشنود شويد خداوند از مردم بدكار خشنود نمىشود » « 26 » .
هنگامى كه رسول خدا ( ص ) از تبوك بازگشت بر مسجد وارد شد و در آنجا دو ركعت نماز گزارد . پس از آن كسانى كه به سبب بيمارى يا ضعف و ناتوانى و يا نداشتن مركبى براى سفر نتوانسته بودند در سپاه شركت كنند براى عذرخواهى نزد آن حضرت آمدند . عذر اين گروه از مردم روشن بود و تكليف را از آنان در مورد شركت در اين غزوه كه تنها بر توانمندان و افراد سالم واجب بود برمىداشت و خداوند خود مؤاخذه را از آنان برداشته بود آنجا كه مىفرمايد : « بر ناتوانان ، بيماران و كسانى كه هزينه [ همراهى با سپاه را ] ندارند ايرادى نيست » « 27 » .
علاوه بر اين گروه توانگران قادر بر جهاد نيز به حضور پيامبر ( ص ) رسيدند و براى توجيه اعمال خود عذر مىآوردند . آنان كه هشتاد و اندى بودند در حضور او بهانه تراشى مىكردند و سوگند مىخوردند تا زمانى كه رسول اكرم ( ص ) آنچه اظهار كردند از آنان پذيرفت و به گفتهء ابن اسحاق پيامبر ظاهر آنان را پذيرفت و با
هامش
( 26 ) - توبه / 96 - 93 .
( 27 ) - همان / 91 .