تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
نقل مىكند كه فرمود : « خداوند مرا به نام آن افراد و نام پدرهايشان آگاه ساخته و اگر خداوند بخواهد در روشنايى صبح نام آنان را بر همگان اعلام خواهم كرد . برو و چون صبح شود همهء سپاهيان را گرد هم آور » . گفته‌اند رسول خدا ( ص ) اسامى اين منافقان را به حذيفه گفته است ، هر چند در اين باره اختلافاتى ميان علما وجود دارد . امّا به هر حال آنچه مسلّم مىباشد اين است كه رسول خدا ( ص ) از حذيفه خواسته بود نام اين منافقان را فاش نكند و همچنان اين اسامى به عنوان سرّى كه رسول خدا ( ص ) به او سپرده بود در نزد او پنهان ماند تا آنجا كه گفته شده است پس از رسول خدا ( ص ) هر كس مىمرد از طريقهء برخورد حذيفه نسبت به او وى را مورد سنجش قرار مىدادند و اگر مىديدند كه حذيفه بر او نماز خوانده است او را مؤمن مىدانستند و از منافقان نمىشمردند ، امّا اگر حذيفه بر او نماز نمىخواند دربارهء وضعيت او ترديد مىكردند .

ماجراى مسجد ضرار

694 - از همين گروهى كه انديشهء شوم ترور رسول خدا ( ص ) را در سر پروراندند و يا از همفكران آنان ، گروهى نيز مسجد ضرار را بر پا كردند . آنان قبل از غزوهء تبوك و زمانى كه رسول اكرم ( ص ) به گردآورى سپاه و تجهيز آن و نيز فراهم آوردن هزينه‌ها و تداركات اين سپاه مشغول بود و مسلمانان را به شركت در اين سپاه دعوت مىكرد مسألهء ساختن اين مسجد را مطرح كردند . آنان به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند و گفتند : « اى رسول خدا ( ص ) ما براى بيماران و افراد ناتوان و نيز براى شبهاى بارانى زمستان مسجدى [ در محلّهء خود ] ساخته‌ايم و دوست داريم تو بدين مسجد بيايى و در آن نماز بگزارى » . آن حضرت در پاسخ آنان فرمود : « ما در آستانهء سفر و گرفتاريم و اگر انشاء اللّه از سفر برگشتيم در آن مسجد نماز خواهيم گزارد » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 436 | حسين صابري / محمد أبو زهرة