در حالى كه رسول خدا ( ص ) در راه بازگشت از تبوك در ذى اوان - نقطهاى در فاصلهء حدود يك ساعت راهپيمايى تا مدينه - بود وحى الهى دربارهء اين مسجد ، ساختمان و سازندگان آن چنين نازل شد كه « و كسانى كه مسجدى را كه مايهء آسيب زدن [ به مؤمنان ] و كفر ورزيدن و تفرقه افكنى ميان مسلمانان است پايگاه خود و كمينگاهى براى كسانى كه با خدا و رسول او از اين پيش سر جنگ داشته ساختهاند و سوگند نيز مىخورند كه ما از اين كار هدفى جز نيكى نداشتهايم در حالى كه خداوند گواهى مىدهد آنان براستى دروغگويند . هرگز در آن نايست كه همان مسجدى كه از نخستين روز بر پايهء تقوا بنا شده سزاوارتر است كه در آن بايستى و در آن مسجد مردانى هستند كه دوست دارند پاك باشند و خداوند پاكان را دوست دارد . آيا آن كه بنياد خويش را بر پرواى از خداوند و خشنودى او بنا سازد بهتر است يا آن كه بنيان خويش را بر لبهء پرتگاهى شيب قرار داده كه او را به آتش دوزخ فرو فرستاده است ؟ خداوند مردم ستمگر را هدايت نمىكند . اين بنايى كه آنان ساختهاند پيوسته مايهء ترديد و پريشانى دلهاى آنان بماند مگر آن كه دلهايشان از هم بگسلد و خداوند آگاه و حكيم است » « 24 » .
با نزول اين آيات از جانب خداوندى كه به هر اشارهء چشمى و هر آنچه در دل است آگاه مىباشد اين حقيقت بر همگان روشن شد كه كسانى كه اين مسجد را ساختهاند نه گروهى از انصار ، نه گروهى از مهاجرين و بلكه جمعى از منافقين بودند . البتّه هر چند اين گروه به دو قبيلهء اوس و خزرج - كه قبيلهء اخير منافقان بيشترى را در خود داشت - منتسب بودند امّا از آن انصارى شمرده نمىشدند كه رسول خدا ( ص ) را يارى و پناه دادند و از همه چيز حتّى اگر خود نيازمند و محتاج آن بودند گذشتند .
آيات فوق همچنين انگيزههاى منافقان را از ساختن چنين بنايى بيان مىكند و گوياى اين است كه آنان آن مسجد را پايگاهى براى آسيب وارد آوردن به مؤمنان
هامش
( 24 ) توبه / 110 - 107