تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
آنان بيعت كرد و باطن و ضمير آنان را به خداوند واگذاشت . اين در حالى بود كه مىدانست اگر او خود از آنان خشنود شود خداوند از آنان خشنود نخواهد بود . اين نيز بدان جهت است كه رسول خدا ( ص ) فرمان داشت تنها بر اساس ظاهر مردم حكم كند و اين روشن است كه اگر او ظاهر مردم را مورد پذيرش قرار دهد ممكن است آنان [ شرم كنند ] در مسير اصلاح درون خويش قرار گيرند . ج : گروهى كه در ديندارى خالص بودند ، امّا در اين جريان بدون هيچ بهانه و عذرى از شركت در سپاه خوددارى ورزيدند . اين گروه حتّى حاضر نشدند براى توجيه كار خود به رسول خدا ( ص ) دروغ بگويند و همين كه به گناه خويش اعتراف كنند براى آنان بهتر بود از اين كه در مقابل آن حضرت دروغ هم بگويند . رسول خدا ( ص ) اين گروه را كه سه نفر بودند در شمار مؤمنان راستين ياد كرد تنها با اين تفاوت كه در زمان حركت سپاه خواسته‌هاى دل بر آنان غلبه كرده و يا دچار نوعى ضعف روحيّهء آنى شده‌اند و احساس كرده بودند كه مسافت اين سفر بسيار زياد و طاقتفرساست و به همين سبب نيز به اين تن در داده بودند كه با نشستگان باشند و البتّه اين گروه بر خلاف گروه سابق كه خداوند بر دلهايشان مهر زده بود دلهايى داشتند كه هنوز بر آنها مهر نهاده نشده بود . بنابراين ناچار براى معالجهء اين دلها كه هنوز زنگار گناه عمدى صفا را از آنها نگرفته بود و صاحبان آنها به كوتاهى خود پى برده و اعتراف كرده بودند درمانى روانى مىبايست و اين درمان نيز همان شيوه‌اى بود كه رسول خدا ( ص ) - پيامبرى كه از روى خواسته‌هاى دل سخن نمىگويد و گفتار او تنها وحى الهى است - در پيش گرفت و از آنان دورى گزيد و روى برتافت تا بدين وسيله روان آنان را بيدار كند و صبر را به ايشان بياموزد و بر اين عادتشان دهد . اين مجازات چيزى همانند كفّارهء شصت روز روزه براى افطار عمدى روزه بود كه سبب تربيت و تهذيب نفس مىشود . بدين ترتيب مسلمانان مدّت پنجاه روز از اين جمع دورى گزيدند تا آنجا كه