تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
رسول خدا ( ص ) راه گردنه و بالاى كوه را در پيش گرفت و منافقان توطئه‌گر نيز در پى او از همين راه رفتند تا توطئه خود را پياده كنند و آنان تدبير كردند و مكر ورزيدند و خداوند هم تدبير كرد و البتّه خداوند بهترين تدبير كنندگان است . پيامبر اكرم ( ص ) از اين توطئهء آنان اطّلاع يافته بود و آنان نيز چون از اين امر كه آن حضرت اطّلاع يافته و اين راه را انتخاب كرده است خود را آماده كردند و براى آن كه شناخته نشوند نقاب بر چهره زدند ، هر چند البتّه همين امر سبب جدا شدن آنان از ديگران شد و مسلمانان توانستند آنان را مورد شناسايى قرار دهند . گفتيم كه آنان توطئهء خطرناكى را طرّاحى كرده بودند و قصد داشتند رسول خدا ( ص ) را از بالاى گردنه به پايين بيندازند . به همين دليل رسول اكرم ( ص ) فرمان داد تا عمّار بن ياسر و حذيفة بن يمان او را همراهى كنند و عمّار مهار شتر او را در دست گيرد و خديفه از پشت سر شتر را براند . در همين حال كه رسول خدا ( ص ) راه مىپيمود ، او و همراهانش صداى حركت كسانى كه مركبهاى خويش را پشت سر او به پيش مىراندند و جلو مىآمدند شنيدند و اينجا بود كه رسول خدا ( ص ) پس از آن كه از طريق وحى الهى از نيّات پليد اين گروه آگاهى يافته بود به عيان توطئه ناپاك آنها را مشاهده كرد و ديد كه چگونه آنان بىآن كه پيامبر و همراهانش اطّلاع داشته باشند در پى آنان روانه شدند بدين گمان كه خواهند توانست به آنچه در سر مىپرورانند دست يابند . در اين هنگام رسول خدا ( ص ) به حذيفة فرمان داد تا اين گروه را به عقب برگرداند . حذيفه خشم رسول خدا ( ص ) را در چهرهء آن حضرت مشاهده كرد و اين كه آن حضرت احتمال شرّى را از ناحيهء آنان مىدهد در چهرهء او پديدار گشت . حذيفه به فرمان آن حضرت با سپرى كه در دست داشت به عقب برگشت و آنان را مشاهده كرد كه نقاب به صورت زده‌اند . وى سپرى را كه در دست داشت بر صورت مركبهاى آنان زد تا آنان را به عقب برگرداند . هنگامى كه مشاهده كرد اين گروه نقاب زده‌اند گمان كرد آنان مسافرانى هستند كه به خاطر جلوگيرى از گرماى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 434 | حسين صابري / محمد أبو زهرة