كه در همهء اين رخدادها اگر خداوند او را در مقابل كسانى كه به جان او سوء قصد داشتند نجات نمىداد چه كسى مىتوانست او را نجات دهد ؟
در جريان غزوهء تبوك هر چند برخى از منافقان در مدينه ماندند و برخى ديگر نيز از نيمه راه به مدينه بازگشتند ، امّا كسانى نيز در صفوف سپاه اسلام رخنه كردند تا اگر در ميانهء راه يا در ميدان نبرد فرصتى براى آنان مهيّا شود به ضربه زدن به مؤمنان بپردازند . امّا خداوند اين اميد را به يأس مبدّل ساخت و در جريان اين غزوه چنان فرصتى كه آنان انتظارش را مىكشيدند به وجود نيامد .
از آنجا كه همهء مسائل در تبوك خاتمه يافت و اين نبرد به يك تبليغ راستين اسلامى مبدّل شد و هيچ جنگى رخ نداد تا منافقان با سمپاشى خود بين مؤمنان موجب تزلزل و شكست آنان شوند و چون كه اين منافقان مشاهده كردند كه رسول خدا ( ص ) در امنيّت ، سلامت ، آسودگى و اطمينان خاطر جيش العسره را به مدينه باز مىگرداند ، عليه آن حضرت دست به توطئهاى ديگر زدند و در انديشه و بلكه در تلاش براى تحقّق اين هدف شوم برآمدند كه آن حضرت را از گردنهاى بلند به پايين افكنند . بدين ترتيب اگر برادران يهودى و خائن همين گروه در صدد برآمده بودند تا زمانى كه او در كنار ديوار نشسته است سنگى از بالا بر روى سر او رها كنند ، اين بار اين خائنان منافق در صدد برآمدند آن حضرت را از بالاى گردنهاى كه در راه آنان قرار داشت به پايين پرت كنند ، امّا خداوند اين بار هم چون آن توطئهء قبلى رسول خدا را از مكر منافقان آگاه ساخت .
هنگامى كه سپاه مسلمانان به نزديكى همان گردنهاى رسيد كه بنا بود آنان توطئهء خبيثانهء خود را در آنجا عملى سازند رسول خدا ( ص ) سپاه خود را فرمان داد [ تا به جاى حركت از راه اصلى و عبور از گردنه ] از درون درّه عبور كنند . آن حضرت به سپاهيان فرمود : « هر كس بخواهد مىتواند از درون درّه عبور كند كه آن نقطه وسعت و گنجايش بيشترى براى عبور شما را داراست » .
بدين ترتيب همهء مسلمانان راه خود را از درون درّه در پيش گرفتند و تنها
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: حسين صابري
ص٤٣٣