« ابن اسحاق مىگويد : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) به تبوك رسيد يحنة بن رؤبه فرمانرواى ايله نزد آن حضرت آمد و با آن حضرت مصالحه كرد و جزيه پرداخت . در مقابل آن حضرت نيز براى آنان عهد نامهاى نوشت كه در نزد آنان موجود است .
متن عهد نامهء رسول خدا ( ص ) براى يحنة بن رؤبه و مردم ايله چنين است :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اين امان نامهاى از جانب خدا و از جانب پيامبر محمّد رسول خدا براى يحنة بن رؤبه و مردمان ايله از ساكنان آن سرزمين و رهگذران و مسافران آنان در دريا و خشكى است كه براى آنان و نيز براى كسانى از مردم شام و مردم يمن و مردم بحر كه با آنان همعقيدهاند پيمان و ذمّه خدا و پيامبر محمّد خواهد بود و در پناه اين پيمان خواهند بود . البتّه هر كه از اين مردم دست به خونريزى و آفرينش حادثهاى بزند مال او نخواهد توانست سپر جانش شود . اين پيمان براى هر كس كه بخواهد آن را بپذيرد و بدان وارد شود رواست و بر اساس آن ممكن نيست طرفهاى پيمان از چشمهاى كه بدان وارد شدهاند يا از راهى كه در دريا يا خشكى براى خود انتخاب كرده و از آن مىگذرند محروم و از آن بازداشته شوند » « 17 » .
نكتهء قابل ملاحظه در اينجا آن است كه امان نامهء حاضر يك امان نامهء خصوصى نيست تا تنها اختصاص به مردم ايله داشته باشد ، بلكه شامل ديگر مردم شام و مردم يمن و مردم بحر نيز مىگردد . روشن است مراد از معيّت و همراهى ميان اين طوايف مذكور معيّت يا اشتراك در دين و عقيده است و اشاره به اين دارد كه همه گروههاى پيشگفته در مسيحى بودن و در پيروى از يك دين واحد با يكديگرند و گر نه اشتراكاتى در حاكميّت سياسى يا محدودهء جغرافيائى كه اين گروهها در آن زندگى مىكنند وجود ندارد ، زيرا مردم يمن كه در اين امان نامه از آنان نام برده شده در جنوب و مردم ايله در شمال قرار گرفتهاند .
بدين ترتيب با شمول و فراگيرى اين امان نامه و عقد ذمّهء موجود در ضمن آن
هامش
( 17 ) - همان .