تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
اين قراردادهاى صلح نيز بسنده نكرد ، بلكه منطقهء تبوك سريّه‌ها يا گروههايى را نيز به منظور ايجاد صلح و دوستى به ميان قبايل نزديك آن منطقه كه از اعراب شمال بودند فرستاد .

سريّه اكيدر

610 - اكيدر بن عبد الملك از كنانه و از مسيحيانى بود كه حكمرانى دومة الجندل را بر عهده داشت و رسول خدا ( ص ) گروهى را به سوى او روانه ساخت . اين گروه مركّب از چهارصد و بيست سوار بود و به گفتهء بيهقى همهء آنان از مهاجرين بودند و ابو بكر فرماندهى آنان را بر عهده داشت و خالد بن وليد نيز در رأس اعراب باديه نشين قرار داشت . رسول خدا ( ص ) در هنگام اعزام اين گروه به خالد فرمود : « او را در حال شكار گاو [ وحشى ] خواهى يافت » . اين خبر نشان مىدهد كه اكيدر حكمرانى بود كه چندان به صورت جدى با مسائل برخورد نمىكرد . ادامهء اين ماجرا را از ابن اسحاق مىشنويم : « خالد بن وليد در پى اين مأموريّت روانه شد و خود را به نزديك دژ او رساند تا جايى كه اكيدر در معرض ديد او قرار گرفت . آن شب شبى مهتابى و هوا صاف بود و اكيدر به همراه زنش بر روى بام خوابيده بود . در اين ميان گاوهاى وحشى با شاخهاى خود به كوبيدن در قصر او پرداختند . همسرش كه اين صدا را شنيد به شوهر گفت : « آيا تا كنون چنين چيزى ديده‌اى ؟ » او گفت : « به خداوند سوگند نه » . همسرش گفت : « پس چه كسى چنين شكارى را وامىگذارد ؟ » اكيدر نيز پاسخ داد : « هيچ كس » . بدين ترتيب اكيدر از بالاى بام پايين آمد و دستور داد اسب او را آوردند و زين كردند . آنگاه به همراه تنى چند از افراد خود از جمله برادرش حسان بر اسب سوار شدند و از قصر بيرون آمده قصد شكار كردند . هنگامى كه آنان از قصر بيرون آمدند سپاه رسول خدا ( ص ) به رويارويى