هر يك از ديگر طوايف مسيحى موجود در آن زمان نيز كه مىخواستند مىتوانستند با پايبندى به شروط ذكر شدهء در اين پيمان مشمول عقد ذمّه قرار گيرند و اين امكان وجود داشت كه بيشتر مسيحيان پس از عقد اين پيمان كه اصل آن با فرمانرواى ايله بسته شده بود كم كم به آن بپيوندند .
گفتنى است كه رسول خدا ( ص ) پيمانى همانند اين نيز براى جهم بن صلت و شرحبيل بن حسنه نوشت يا به آنان اجازه داد از حقوقى مشابه آنچه در پيمان آن حضرت با فرمانرواى ايله آمده بود بهره ببرند .
پيامبر همچنين پيمانى ديگر با مردمان جرباء و اذرح بست كه متن آن از اين قرار است :
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اين پيمان نامهاى است از محمّد رسول خدا ( ص ) براى مردم جرباء و اذرح مبنى بر اين كه به امانى كه از جانب خداوند و از سوى محمّد به آنان داده شده است در امانند و در مقابل در هر ماه رجب صد دينار و صد اوقيه بايد پرداخت كنند .
خداوند آنان را عهدهدار است كه براى مسلمانان و هر كه از مسلمانان به اين قوم پناهنده شود خيرخواه باشند و با آنان نيكى ورزند » « 18 » .
بدين ترتيب مشاهده مىكنيم كه رسول خدا ( ص ) در جريان اين غزوه پيمانهاى صلح جداگانهاى ميان مسلمانان و مسيحيان آن سامان منعقد مىساخت و بدين ترتيب راه را براى مسلمانان مىگشود تا در اين سرزمينها به تبليغ و گسترش دعوت اسلامى بپردازند و اين - بىترديد - از بزرگترين دستاوردهاى اين غزوه بود كه با اصول دعوت اسلامى نيز سازگارى و همسويى دارد ، زيرا محمّد ( ص ) براى جنگ نيامده ، بلكه به عنوان هدايتگر ، بشارت دهنده ، هشدار ده و دعوتگرى به سوى خداوند و به عنوان يك مشعل فروزان فرا راه انسانها آمده بود .
همان سان كه تا كنون گفتهايم رسول خدا ( ص ) در جريان اين غزوه به عقد
هامش
( 18 ) - همان . ص 16 - 17 .