تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
آنان شتافت و آنان را در محاصره خود گرفت و برادر اكيدر را به قتل رساند . پس از آن خالد بن وليد قباى زرنگارى را كه بر تن او بود از تنش درآورد و قبل از آن كه خود به حضور رسول خدا ( ص ) برگردد آن قبا را براى آن حضرت فرستاد » « 19 » . چون اين قباى حرير زرنگار را به حضور رسول خدا ( ص ) آوردند مشاهدهء آن اصحاب را به اعجاب و شگفتى واداشت و بر آن دست مىكشيدند و خوشايندى و تعجّب خود را از آن اظهار مىداشتند . امّا رسول اكرم ( ص ) آنان را از اين دل دادگى به چنين لباسى كه جلوه‌اى از آسايش و خوشى دنياى طغيانگر بود بازداشت و توجّه آنان را به زندگى جاويد و خوشى آخرت جلب كرد و فرمود : « آيا از چنين چيزى شگفت زده مىشويد ؟ به خداوند سوگند يكى از دستارهاى سعد بن معاذ در بهشت از اين [ قبا ] زيباتر و بهتر است » . به هر حال پس از اين ماجرا رسول خدا ( ص ) با اكيدر پيمان ذمه بست و بنابراين شد كه او به آن حضرت جزيه پرداخت كند . واقدى روايت كرده است كه اكيدر هزار شتر ، چهارصد زره و چهارصد نيزه در اختيار داشت [ كه همه در اختيار پيامبر ( ص ) ] قرار گرفت . صرف نظر از صحّت و سقم اظهارات واقدى در اين باره آنچه مسلم است اين است كه رسول خدا ( ص ) اكيدر را آزاد گذاشت و او به آبادى خود بازگشت . ظاهرا - آنچنان كه واقدى گفته است - آزادى وى تنها زمانى صورت گرفت كه با رسول خدا ( ص ) قرارداد پرداخت جزيه بست و بدين ترتيب همراه با قوم خود از اهل ذمّه شد . در اينجا مناسب است بگوييم اگر رسول خدا ( ص ) به سپاهيان فرمود « او را در حال شكار گاوهاى وحشى خواهيد يافت ، در اين ماجرا اين گاوهاى وحشى بودند كه او را شكار كردند و باعث شدند وى از قصر خود خارج شود و در دام سپاه خالد قرار گيرد ، هر چند پس از آن عفو رسول خدا ( ص ) او را از اين دام رهايى داد .
هامش
( 19 ) - همان . ص 17 .