تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
كرد دو زن عرب او در اطراف تخت او آب پاشيده‌اند تا در كنار همسر خود در هوايى مرطوب و مرغوب بنشينند . او هنگامى كه اين صحنه را مشاهده كرد گفت : « آيا رسول خدا ( ص ) در ميان صحرا و بادهاى سوزان و گرماى هوا باشد و ابو خيثمه در سايه‌اى سرد و در مكانى آماده و در كنار زنانى زيباروى و مشغول به كار خود ؟ به خداوند سوگند اين انصاف نيست و من در حجلهء هيچ كدام از شما دو زن وارد نمىشوم مگر آن كه خود را به رسول خدا ( ص ) برسانم . پس برايم توشه‌اى آماده كنيد » . وى آنگاه يكى از صحابه را به مراقبت و سرپرستى خاندان خود سفارش كرد و بر شتر خويش نشست و شتابان آهنگ رسول خدا ( ص ) كرد . در اين ميان رسول خدا ( ص ) تنها بر خداوند توكل و تكيه داشت و اگر مردمى كه همراه او بودند مىگفتند فلانى از سپاه جدا شده و برگشته است ، در پاسخ مىفرمود : « او را رها كنيد كه اگر در او خيرى باشد ، خداوند او را به شما ملحق خواهد ساخت و اگر در او خيرى نباشد خداوند ما را از او آسوده كرده است » . در همين زمان شتر ابوذر از رفتن فرو ماند و او از سپاه جدا شد . وى كه مشاهده كرد شتر او ديگر پيش نمىرود چون مىخواست هر چه زودتر به رسول خدا ( ص ) بپيوندد از شتر پياده شد و بار خود را سبك كرد و پياده به سوى آن حضرت روانه شد تا آن كه خود را به نزديكى كاروان مسلمانان رساند . در اين هنگام يكى از مسلمانان به پشت سر سپاه نگريست و سپس گفت : « اى رسول خدا ، مردى پياده در راه به سوى ما مىآيد » و آن حضرت فرمود : « انشاء اللّه كه ابوذر باشد » . چون مردم بدقّت نگريستند مشاهده كردند كه او همان ابوذر است . پس به پيامبر ( ص ) عرض كردند : « اى رسول خدا ( ص ) ، اين ابوذر است » و آن حضرت فرمود : « خداوند ابوذر را رحمت كند كه تنها مىرود ، تنها مىميرد و تنها نيز مبعوث مىشود » . اين پيشگويى رسول خدا ( ص ) نيز دربارهء ابوذر به حقيقت پيوست و او هنگامى بدرود حيات گفت كه عثمان بن عفّان او را به زبده تبعيد كرده و وى در آن
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 414 | حسين صابري / محمد أبو زهرة