خوددارى ورزيده و در مدينه مانده بودند به اين نيز بسنده نكرده ، بلكه به ريشخند پيامبر ( ص ) و مؤمنان همراه او كه روانهء تبوك بودند مىپرداختند و مىگفتند : « آيا گمان مىكنيد جنگ با سفيد پوستان همانند جنگ با اعراب است ؟ به خداوند سوگند گويا شما را به عيان مىبينيم كه در بند كشيده شدهايد » .
آنان اين سخنان را براى ترساندن مسلمانان بر زبان مىآوردند و از آنجا كه رسول خدا ( ص ) از اين گفتهها اطّلاع يافته بود . پس از بازگشت آن حضرت از تبوك به حضور ايشان رسيده ، به توجيه اين كار خود پرداختند و يكى از آنان گفت : « ما مشغول بازى بوديم » ، آن سان كه قرآن كريم مىفرمايد : « اگر از آنان [ در اين باره ] بپرسى مىگويند ما مشغول بازى و شوخى بوديم » « 12 » .
به هر حال آنچه در اين سطور گذشت تصويرى از قاعدين و منافقان باقى مانده در مدينه و سيمايى از آن كسانى بود كه دشت و بيابان را پشت سر نهادند تا به هدفى كه فرمان خداوند در آن تحقّق مىيابد برسند و به اين هدف نيز رسيدند و بسلامت هم بازگشتند .
ورود سپاه به منطقهء تبوك
686 - رسول خدا ( ص ) همراه با سپاه ايمان به سرزمين شام و به منطقهء تبوك رسيد و البتّه در آنجا درگير هيچ جنگى نشد ، زيرا وى سپاهى از روميان كه به جنگ
هامش
( 12 ) - توبه / 65 . البتّه آن گونه كه در تفسير الميزان در ذيل آيات 64 تا 74 همين سوره آمده است مجموعهء اين چند آيه داراى ارتباط با يكديگر و بيانگر غرضى واحد است و به ماجراى نقشهء سوء قصد به جان رسول خدا ( ص ) از سوى منافقان اشاره دارد كه پس از ناكام شدن در اجراى نقشهء خود و هنگامى كه پيامبر از كردار و گفتار آنان پرسش كرد چنين پاسخى دادند . مؤلّف در ادامهء همين فصل به اين ماجرا پرداخته و البتّه در آنجا از اين آيه سخنى به ميان نياورده است . - م .