تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
بيابان تنها بود . پس از مرگ ، عبد اللّه بن مسعود با جنازهء او برخورد كرد و آن را مدفون ساخت و آنگاه بر او گريست و گفت : « رسول خدا ( ص ) راست گفت » . اين غزوه سفرى اسلامى نيز به مناطقى بود كه آثار بر جاى مانده از عاد و ثمود در آنجا وجود داشت . رسول خدا ( ص ) در جريان حركت به سوى تبوك از اين سرزمين كه سرزمينى سنگى بود عبور كرد و چون بدانجا رسيد صورت خود را پوشاند و مركب خويش را تندتر راند و به سپاهيان فرمود : « به خانه‌هاى كسانى كه به خود ستم كرده‌اند وارد نشويد مگر از بيم اين كه آنچه بر سر آنان آمده است بر سر شما نيز بيايد گريان باشيد » . بدين سان رسول خدا ( ص ) را مشاهده مىكنيم كه مردم را بدان فرا مىخواند كه از آثار گذشتگان درس عبرت بگيرند نه آن كه صرفا براى ديدن آن آثار با او همراه شوند ، بىآن كه در مفاهيمى كه چنين آثارى از آن حكايت دارد نظاره و در آن تأمّل كنند . در جريان اين سفر يك بار مسلمانان عازم نبرد ، دچار تشنگى شديد شدند و اين در حالى بود كه در مناطقى كه از آن مىگذشتند آبى وجود نداشت كه به حل اين مشكل خود بپردازند . پس آن را به عرض رسول خدا ( ص ) رساندند و آن حضرت دعا كرد و از خداوند باران طلبيد . در اين هنگام بود كه ابرى پر باران ظاهر شد و باران فرو باريد و مردم از آن سيراب شدند و براى رفع نيازهاى خود در ادامهء سفر نيز آب برداشتند . همچنين در جريان همين غزوه يك بار شتر رسول خدا ( ص ) گم شد و آن حضرت جاى آن را به صحابه گفت و يكى از آنان را فرستاد و او آن را در همان جا يافت و باز گرداند . در جريان همين غزوه و زمانى كه رسول خدا ( ص ) در گرما و در ميان بادهاى سوزان بيابان به نبرد مىرفت و مؤمنان مخلص كه خدا و رسول او را دوست داشتند ، هر مشكلى را به جان خريدار بودند ، پيرامون آن رسول گرامى به همكارى مىپرداختند و پشت او را استوار مىداشتند ، برخى از منافقانى كه از جهاد
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 415 | حسين صابري / محمد أبو زهرة