تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
يكى ديگر از همين گروه نيز كه عطيّة بن زيد نام دارد پيوسته از درگاه خداوند براى آن كه نتوانسته است در جهاد شركت كند عذر مىطلبيد و مىگفت : « پروردگارا ، تو خود به جهاد فرمان دادى و ما را بدان تشويق كردى . امّا چرا پس از آن چيزى در اختيارم قرار ندادى تا به وسيلهء آن توان شركت در جهاد را به دست آوردم و چرا پس از آن در دست رسول خود نيز مركبى قرار ندادى كه مرا بر آن سوار كند ؟ اكنون من در مقابل هر آزار بدنى و يا هر ضرر مالى و يا هر هتك آبرويى كه كسى نسبت به من انجام داده است [ براى رضايت دادن از او ] صدقه مىگيرم تا بتوانم با مردم همراه شوم » .

حركت سپاه

685 - رسول خدا ( ص ) با سپاه بزرگ خود كه شمار آنان به سى هزار تن مىرسيد روانه شد و عبد اللّه بن ابىّ سر دستهء منافقان نيز همراه با او حركت كرد و پس از اندكى از مسافت برگشت . هدف او از اين كار آن بود كه همان سان كه با گفته‌هاى خود ترديد و دودلى را در ميان مردم به وجود مىآورد با كردار خود نيز شك و ترديد ايجاد كند . رسول خدا ( ص ) در جريان اين غزوه محمّد بن سلمهء انصارى را بر مدينه گماشت و علىّ بن ابى طالب ( ع ) را نيز در خاندان خويش به جانشينى گذاشت . به نظر مىرسد اين كار ظاهرا به اقدام ديگر آن حضرت در جريان هجرت كه على ( ع ) را براى ردّ امانات مردم در مكّه باقى گذاشت شباهت داشته باشد . در اينجا به دليل آن كه راه بسيار دور و قاعدة سفر طولانى بود آن حضرت على ( ع ) را در مدينه باقى گذاشت تا خانوادهء خود و خانوادهء آن حضرت را در اين مدّت اداره كند . روشن است كه پس از انتخاب رسول خدا ( ص ) ديگر على ( ع ) از خود انتخابى نداشت و تنها سر تعظيم و تسليم در مقابل فرمان آن حضرت فرود آورد و در مدينه باقى ماند . امّا در اين ميان منافقانى كه از هر مسأله‌اى براى ايجاد ترديد و