تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
دو دلى و نيز فساد انگيزى استفاده مىكردند و مىكوشيدند تا با سخن چينيها و با طرح گفته‌اى ناروا روابط ميان افراد را بر هم زنند دست به پخش شايعهء ديگرى زدند و چنين مطرح كردند كه رسول خدا ( ص ) تنها به آن دليل على ( ع ) را در مدينه باقى گذاشته است كه على خود از اين جهاد و از شركت در آن خوددارى مىورزيده و پيامبر ( ص ) نيز مىخواسته است بر او آسان بگيرد و او را از مشقت دور بدارد . هنگامى كه منافقان به اين گفته‌ها دامن زدند على ( ع ) سلاح خود را برگرفت و خود را به رسول خدا ( ص ) كه هنوز در جرف اردو زده بود رساند و در اين هنگام ، آن سان كه بخارى ، مسلم و ابو داوود طيالسى روايت كرده‌اند ، رسول اكرم ( ص ) به آن حضرت فرمود : « دروغ گفته‌اند . من تو را در نبود خويش به جانشينى گذاشته‌ام . پس بر گرد و در ميان خاندان و كسان من و خود جانشينم باش . آيا بدين خشنود نمىشوى كه نسبت تو با من به منزلت نسبت هارون با موسى باشد تنها با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نخواهد بود ؟ » احمد بن حنبل روايت كرده است كه على ( ع ) مجاهد اين را بر خود گران مىدانست كه زمينه‌اى براى جهاد فراهم باشد و او در خانه بماند و شمشير برّان خود را عليه دشمن به كار نگيرد ، آن هم در غزوه‌اى كه افراد بسيارى از شركت در آن سرباز زده بودند . به همين دليل به رسول خدا ( ص ) گفت : « اى رسول خدا ( ص ) مرا در ميان زنان و كودكان جانشين خود مساز » و پيامبر ( ص ) در پاسخ او فرمود : « آيا بدين خشنود نمىشوى كه نسبت به من به منزلهء هارون نسبت به موسى باشى تنها با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى وجود ندارد ؟ » آرى ، از على انتظار چنين كارى مىرفت ، زيرا در جريان اين غزوه مؤمنان پرهيزگار همه براى شركت در آن بر يكديگر پيشى مىگرفتند و بر خود نمىپسنديدند كه در آسايش و در كنار زن و فرزندان خود بمانند و رسول خدا ( ص ) در صحرا و در ميان گرمان سوزان به ميدان پيكار برود . و از قبيل همين ماجراست كه ابو خيثمه [ كه ظاهرا از شركت در سپاه خوددارى كرده بود ] يك روز وقتى به خانه رفت مشاهده